صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤٨ - تفاوت حركتهاى خدايى با تلاشهاى مادى
خرما را اين مىگذاشت دهن خودش، يك قدرى شيرينىاش را درك مىكرد، مىداد به رفيقش. او مىگذاشت [به] آن مىداد. [به] آن مىداد تا آخر. اما روحيه قوى بود. قدرت روحى [فوق العاده بود] آن قدرت است كه انسان را پيروز مىكند. هر چه تجهيزاتشان زياد باشد و هر چى عيش و نوش داشته باشند، روحيهشان ضعيف است. ملت ما الآن روحيهاش قوى است بحمد اللَّه در اين كشاورزهاى ما، اين دانشجوهاى ما، اين طلاب علوم دينيه ما و امثال اينها، آن طور نيست كه مشغول عيش و نوش باشند. عيش و نوش پيش آنها مطرح نيست. دلشان قوى است. زندگيشان در اينجا هر چه مىخواهد باشد.
طرفهاى ما اين طور هستند كه در عيش و نوش هستند.
تفاوت حركتهاى خدايى با تلاشهاى مادى
دشمنهاى ما مىخواهند براى دنيا بزنند. شما براى خدا مىخواهيد جنگ بكنيد، نهضتتان براى خدا بوده است. آنها براى دنيا بوده. اين دو تا فرق، فرق بين اين دو تا خيلى زياد است كه يك دستهاى براى خدا قيام كنند، يك دستهاى براى دنيا. آن كه براى دنياست تا ببيند كه شايد دنيايش متزلزل بشود فرار مىكند. آن كه براى خداست تا آخر هم فرار نمىكند. در اين جنگهايى كه در اسلام؛ در صدر اسلام واقع شده است يك امور آموزنده است. خيلى امور آموزنده براى ماهاست. در يكى از افرادى كه به حسب تاريخ، يك فردى كه با يك فرد ديگرى مقابل شده بود، آن طرف كه دشمن بود و كافر بود، نيزه را زد به سينه يا شكم اين مسلمان از آن طرف بيرون رفت. و او توى اين نيزه دويد و او را كشت. يعنى نيزه تو شكمش بود فشار داد، و همان تو نيزه آمد اينجا رسيد و او را كشتش. در يك جنگ قلعهاى- كه قلعه داشتند آنها- مسلمين بيرون قلعه بودند و آنها در داخل قلعه. مىخواستند اينها فتح كنند آن قلعه را. راه نبود، درها بسته و ديوارها بلند. يكيشان داوطلب شد كه من روى سپر مىنشينم. سپر را نيزهها را بگذاريد زيرش و بلند كنيد تا من برسم به ديوار. من مىروم تو اين قلعه و راه را باز مىكنم. همين كار را كردند. رفت آن طرف و در عين حالى كه اهل قلعه هم، خوب، افرادى بودند، و چه