صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤٧ - پيروزىآفرينى قدرت روحى
پشت بامها رفتند و مقابله كردند با دشمنها. مقابله كردند با توپ و تانك و پيش بردند. و از اين به بعد هم ان شاء اللَّه پيش مىبرند. لكن دو شرط در پيش بردن هست. يك شرط اين است كه براى خدا باشد. اگر يك قيامى براى خدا باشد خداى تبارك و تعالى كمك مىكند. از كمى جمعيت نترسيد. ولى بحمد اللَّه جمعيتهاتان زياد است. در صدر اسلام يك جمعيت سى هزارى به دو تا امپراتورى كه به همه جهازهاى سلاحى مجهز بودند و يكيشان هفتصد هزار نفر يا هشتصد هزار نفر نظامى مجهز به جنگ آورده بود. اينها با سى هزار نفر غلبه كردند. يكى از سردارهاى اسلام آن وقت گفت كه شصت هزار نفر جلو آمدند، پيشاهنگند از دشمن. و دنبال آنها هم هشتصد يا هفتصد هزار نفر [سرباز] دشمن هست. ما اگر يك ضربهاى به اينها نزنيم اينها جرى مىشوند. اين سردار گفت كه سى نفر همراه من بيايد، شب مىرويم و به اين شصت هزار نفر شبيخون مىزنيم، سى عدد. تمام لشكرشان سى هزار نفر بود. گفتند كه آخر سى نفر با شصت هزار نفر. هر آدمى مقابل دو هزار نفر نمىشود. بالاخره راضىاش كردند اين را كه شصت نفر بروند؛ هر آدمى مقابل هزار نفر. شب، شبيخون زدند و تار و مارشان كردند. شكستشان دادند؛ شكستى كه بعد منتهى شد به اينكه آن لشكر بعد را هم اينها شكست دادند.
پيروزىآفرينى قدرت روحى
چه بود كه شصت نفر آدم، شصت هزار نفر آدم را؛ شصت نفر آدمى كه مجهز به آن جهازها نبودند، با شصت هزار نفر آدمى كه با آن جهازها بودند شكست دادند. براى اين بود كه اينها يافته بودند اين مطلب را كه ما اگر كشته هم بشويم به سعادت مىرسيم. با اين روحيه قوى، كه ما بكشيم سعادتمنديم، كشته بشويم هم سعادتمنديم، با يك همچو روحيهاى پيش رفتند و شكست دادند. در عين حالى كه لشكر اسلام در آن وقت يك لشكر بسيار ضعيفى از حيث قواى مادى [بودند]، و تجهيزات جنگى نداشتند. هر چند نفرشان گاهى يك شمشير، يك شتر، اسب كم و گاهى وقتها يك روز، يك شبانه روز را با يك خرما يك نفر آدم زندگى مىكرد. و، در يك نقلى هست كه، در يك جنگى يك