صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤٠ - محاكمه شاه، محاكمه رؤساى جمهور امريكا
اين از طبقه بالاست- چه بود، من نمىدانم- از آنها مىآمدند زياد. راجع به همين مرديكه [١] هم مىآمدند. گاهى هم از امريكا پيغام مىآوردند. از رئيس جمهور امريكا پيغام مىآوردند كه ما را سست كنند. اين در يك قضيهاى كه آمده بود و حرفش را نقل كردند، گفته بود كه يك قصهاى در چين واقع شد كه سفارتخانه ما در خطر بود. ما راجع به افرادش هيچ ابداً نگرانى نداشتيم. افراد چيزى نيستند. راجع به مبلش ما نظر داشتيم.
مبلهايش زياد قيمت داشت.
اينها يك همچو قماش مردمى هستند كه مبلها را اهميت مىدهند، نه آدمها را. رئيس جمهور شدن پيش آقاى كارتر ارزش دارد، نه پنجاه نفر. اينها يك چيزهايى درست مىكنند براى اينكه آنجا براى خودشان يك راهى پيدا كنند و پيش ملت خودشان يك وجاهتى پيدا كنند. و همان طور كه گفتم خدا كر و كورشان كرده كه هر راهى را مىروند، بر خلاف مصلحتشان است. هر طريقى كه بروند خلاف. بردند او را آنجا به خيال اينكه يك كارى بكنند. شكست خوردند. يعنى افكار مردم عوض شد. بعد لجاجت كردند در اينكه اين را تحويل بدهند. باز هم به ضرر خودشان است. نتوانستند نگه دارند. فرستادند او را به پاناما. اين هم به ضرر خودشان است. حالا اهالى پاناما دارند فرياد مىزنند در خيابانها. [تظاهرات] مىكنند كه اين مرديكه را آوردهاند اينجا چه كنند. خوب اين يك بنجلى است كه بايد بيخ ريش ما باشد. اينها اشتباه دارند. بايد بيايد در همين مملكت.
بنجل از ماست. براى چه به پاناما برود؟ مردم پاناما را چرا اذيت مىكنند؟ خوب بفرستند او را محل خودمان. ما خودمان مىدانيم چه بكنيم.
محاكمه شاه، محاكمه رؤساى جمهور امريكا
و عمده اين است كه خوف آنها نه براى اين آدم است، نه براى آن پنجاه تاست. اينها نيست. اينكه اصرار دارند كه اين مرديكه نبايد [به ايران بيايد]، براى اين است كه اگر اين بيايد و اينجا محاكمه بشود و محاكمهاش هم يك محاكمه همچو پنهانى و زير جلى
[١] شاه.