صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠٥ - مصاحبه با خبرنگاران خارجى (وضع اقليتها در ايران- صدور انقلاب)
حكومتى است كه براى از بين بردن ديكتاتورى مىآيد. آن كسى كه اسلام قرار داده براى حكومت، آن كسى است كه با ديكتاتورى به حسب مذهبش مخالف است.
مذهبش حكم مىكند به اينكه ديكتاتورى نبايد باشد. اينها خيال مىكنند كه همچو كه گفتند فقيه عادل عالم مطلع بر موازين غير جائر ملتفت كذا، بايد فلان مقام را، قضاوت را تعيين كند. بايد اگر مردم تعيين كردند يك رئيسى را براى كشور، آن هم اجازه بدهد. اين مىشود ديكتاتورى!! اما چنانچه يك نفر آدم ظالم جائر ديكتاتور همه چيز بيايد، نه اين ديكتاتورى نيست!! فرق فقط اين است كه معلوم مىشود با علم مخالفند. با عدالت مخالفند اينهايى كه با حكومت فقيه مخالفند. با اينكه الآن هم در قانون اساسى كه درست كردند قضيه حكومتى نيست در كار. اصلًا اسلام حكومت ندارد. اسلام اين طور نيست يك حاكمى مثل آقاى هيتلر داشته باشد آنجا. مثل آقاى كارتر كه نظير هيتلر است داشته باشد آنجا و سركوبى كند همه را و بزند و بكوبد. اصلًا اين چيزها در اسلام مطرح نيست.
اسلام كه فقيه عادل مطلع دلسوز براى ملت را قرار مىدهد كه اين نظارت كند يا فرض كنيد حكومت كند، براى اين است كه جلو بگيرد از غير عادل. غير عادل نيايد و مردم را بچاپد. از صدر اسلام تا حالا شما ملاحظه كنيد كه آن حكومتهاى صدر اسلام مثل على بن ابي طالب- سلام اللَّه عليه- چه جور بود. يك حكومت اسلامى روى عدالت.
بعدش افتاد دست بنى اميه و بنى عباس و حكومتهاى جائر ديگر و شاهنشاهى و امثال ذلك. مسلمين اينجاها را هم گرفتند و بعد شاهنشاهى شد و نتوانستند مسلمين اسلام را درست پياده كنند و حكومت اسلامى را، نشد. اسلام غريب است الآن، اسلام غريب است. همان طور كه غربا را نمىشناسند، يك غريبى وارد يك شهرى بشود مردمش نمىشناسند، اسلام الآن غريب است توى ملتها. نمىشناسند اسلام را. چون نمىشناسند اسلام را، احكام اسلام را هم نمىدانند، اسلامشناسهاى ما هم اسلام را نمىشناسند.
نمىشناسند اين چى هست. وقتى نشناختند خيال مىكنند كه چنانچه حكومت فقيه باشد، حكومت ديكتاتورى است و اگر فقيه در كار نباشد، ديگر هر كه مىخواهد باشد. اگر شمر هم باشد اين آقايان اشكالى به آن ندارند. فقط فقيه را بهش اشكال دارند. اشكال هم