صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٦ - آثار جنايات شاه و امريكا در ايران
يك [سبب] است كه انسان متأثر مىشود از اينكه تعليمات انبيا، از اول تا حالا، نتوانسته است كه اين انسانهاى فاسد را اصلاح كند. اين همه تعليمات الهى نتوانسته امثال محمد رضا و كارتر را به راه بياورد.
تظاهر به انساندوستى براى حفظ قدرت
كارتر مىرود دعا مىكند! براى كى؟ وامىدارد ناقوسها را به صدا درآورند براى كى؟ براى به دست آوردن يك حيثيتى، به خيال خودش، كه چهار پنج سال ديگر هم جنايت بكند. به اسم اينكه يك بيمار [١] را من دارم نگه دارى مىكنم. به اسم اينكه من براى پنجاه نفر امريكايى [٢] دارم دعا مىكنم و وادار مىكنم به دعا. حالا هم افتادند دنبال قشرهاى مختلف، و در مدرسهها مىروند و امضا مىگيرند، و اين مسائل. اينها نيست مسأله. مسأله همين است كه اين قدرتمندها مىخواهند به قدرت خودشان تا آن اندازه كه مىتوانند باقى بمانند، و لو اينكه همه قشرها، مظلومين، زير پا له بشوند. اينها ادعا مىكنند كه ما اين مفلوك [٣] را نگه داشتيم براى حس انساندوستى! و در عين حال فوجهايى از انسانها را مىكشند يا وادار مىكنند به كشتن. در ويتنام آن كارها را مىكنند. در ايران كه ما خودمان شاهد هستيم چه كردند: پشتيبانى از يك نفرى كه جناياتش آن طور است، و با دست آنها در اينجا جنايات را انجام داده است؛ يعنى پشتيبانش آنها بودند. پشتيبانى از يك كسى كه اين قدر جنايت كرده و براى ما اين قدر معلول گذاشته است و آن قدر شهيد و آن قدر مادر داغديده گذاشته، اينها صحبت از انساندوستى و بشر دوستى [مىكنند]. تمام مقصد اين جنايتكارها رسيدن به يك نقطه است و آن قدرت است. قدرت براى كوبيدن هر كس در مقابلشان است.
آثار جنايات شاه و امريكا در ايران
اينكه ما مىگوييم بيايند و اينجا ببينند، براى اينكه ما در اينجا داريم معلولين را. ما چه
[١] شاه
[٢] گروگانهاى جاسوس امريكايى
[٣] محمد رضا پهلوى.