صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨١ - اشكالتراشى و غوغاسالارى
خبرگان را نگذارند وجود پيدا كند. مناقشه كردند. نگذاشتند، هى اشكال، هى اشكال.
بالاخره مجلس خبرگان هم مردم رأى دادند. تعيين كردند. از آن وقتى كه مجلس خبرگان تهيه شد و اينها رفتند سراغ بررسى تا حالا، همهاش اشكال مىكنند. همينها يك ريشههايى هستند از آنها كه مىخواهند با اشكالتراشى نگذارند اين جمهورى اسلامى پيدا بشود. هر كسى يك جور اشكال مىكند. يك مطلبى كه به اكثريتى كه نود و نه درصد راجع به قانون اساسى ملت رأى داده، يك دسته فرض كنيد پنجاه هزار نفرى، فرض كنيد، و الّا كى هستند اين قدر، يك دستهاى، اين طورى، به اسم اينكه ما مىخواهيم كه مملكت دمكراسى باشد. يك پنجاه هزار نفر بر يك سى و پنج ميليون نفر مىگويند تحميل كنيد به زور، بزنند و بكشند و بروند، بگيرند. مثلًا فلان جا شلوغى بكنند براى اينكه نگذارند جمهورى اسلامى تحقق پيدا كند. نگذارند قانون اساسى، قانون اساسى گذشته را ديگر بيجاست كه كسى صحبتش را بكند. هر كه صحبت بكند معلوم مىشود به دمكراسى اعتقاد ندارد. معلوم مىشود ديكتاتور است. شما همهاش مىگوييد كه «قانون اساسى! اين قانون اساسى به ديكتاتورى مىرسد». يك قانون اساسى كه به وفق احكام اسلام، نمايندگان خود مردم، يك سرنيزهاى كه طرف مردم نبوده است كه اينها را تعيين كنيد. يك دولتى كه تحميل بخواهد بكند كه نبوده است. تحميلى در كار نبوده. خود مردم با آزادى رفتند يك دستهاى را تعيين كردند. اين مخالف با دمكراسى است كه شما مىگوييد؟ بعد به اين اكتفا نشد.
بعضى از اينهايى كه حالا اشكال مىكنند، آن وقت مىگفتند كه لازم نيست كه ديگر رفراندم بشود، همان مجلس خبرگان كافى است. بعد كه مجلس خبرگان رأيش را داده و رفراندم هم شد، حالا اشكال مىكنند. اين جز اينكه يك مرضى تو كار هست، چيزى نيست. و آن مرض اين است كه مبادا يك وقت جمهورى اسلامى تحقق پيدا بكند، و دست اين اربابها كوتاه بشود. اين، براى خاطر اين، الآن هى شلوغ مىكنند اين ور، آن ور.
و من مىدانم فردا هم كه مىخواهند رئيس جمهور تعيين كنند، همين بساط است. و پس فردا هم كه مىخواهند وكيل تعيين كنند، مصيبت آن وقت زيادتر است.