صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٧ - راه حل اختلافات ايران و امريكا
اعتنا نمىكنند. نشستند همين طور نگاه مىكنند. اعتنا به آن نمىكنند. تشر مىزند، به تشرش اعتنا نمىكنند. تا ملزم بشود به اينكه شاه را از آنجا ببرد. خوب، اين يك شكستى بود. ايشان مىخواست نگه دارد. مهمان عزيزش! را مىخواست نگه دارد آنجا. دنبال اين بود كه او را نگه دارند. معالجه كنند. يك مفلوكى را معالجه بكنند. اين يك قدم را كه عقب رفت كه از آنجا شرّ اين را از سر خودش كند.
راه حل اختلافات ايران و امريكا
اگر عقل حسابى، سرش بيايد و آن نخوت قدرت را كنار بگذارد، با قدرتمندى نخواهد پيش برود، به طور سياسى پيش برود نه سياست باصطلاح آنها، با سياست سالم پيش برود ممكن است مسائل را بشود تا يك حدودى حل كرد. و آن اين است كه به آن كه گفته است آن را ببر آنجا. به او بگويد كه ببرش بده به ايران ديگر. برايش هم خيلى خيلى ننگ نيست. براى اينكه آن وقت مىگفتند ننگ است و سر لج ايستاده بود كه از امريكا راست بيايد اينجا. اين را به شما عرض بكنم كه يك نفر آدم پيش من گفت كه اينها حاضرند. الآن يادم نيست كه از كجا آمده [بود]. يكى از خارج آمد اينجا به من گفت- شايد بيست روز پيش از اين- كه اينها حاضرند كه اين شاه را بنشانند توى طيارهاى به اسم يك جايى ببرند و بعد چند نفر از اينهايى كه طيارهها را مىربايند، اينها بربايند و بياورند اينجا. حاضرند اين كار را بكنند براى حل مسأله. من خيلى زودباور نيستم. گفتم نه. ما اين كار را نمىكنيم. ما مىخواهيم تحويلش بدهند. اگر اينها درست توجه بكنند به مصالح و مفاسد ملت خودشان. نه اينكه فقط فكر اين باشد كه من قدرتمندم، هر كارى دلم مىخواهد مىكنم. و بفهمند كه اين معنا در اين زمان ديگر اين طور نيست كه قدرتمند هر كارى دلش مىخواهد بكند. قدرتمند خيلى زياد هست در دنيا كه مقابلتان مىايستند، نمىگذارند بكنيد. همچو نيست كه اگر تو از آن طرف صدايت درآيد رفيقت از آن طرف صدايش درآيد. آن رقيبت از آن طرف صدايش در بيايد. آنها هم صداشان درمىآيد. بنا بر اين مطرح نيست اين معنا كه تو بتوانى با قدرت نظامى پيش ببرى. حالا اگر