صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٦ - نگرانى امريكا از افشاى خيانتها
كردن است. به يك ملت ظلم كردن است. ظلم هم از همين قماش است. هر دويش در اسلام ممنوع است. نه شما حق داريد به كسى ظلم كنيد، نه حق داريد كه از كسى ظلم بكشيد. ما ديگر ملتمان اين است كه نمىخواهند از تو ظلم بكشند. نمىخواهند. رؤساى جمهورى امريكا كه تا حالا به ما ظلم كردند و به وسيله عمالشان همه چيز ما را از بين بردند و بالاتر از همه نيروى انسانى ما را عقب راندند، ما از اين به بعد نمىخواهيم اين ظلم را بكشيم. ما مىخواهيم اين آدم بيايد اينجا و محاكمهاش بكنيم. خودش مطرح نيست. خودش يك آدم نيست. آن وقت هم كه بود آدم نبود. خودش مطرح نيست. ما مىخواهيم چه كنيم يك مفلوكى بيايد اينجا. و عاشق جمالش كه مردم نيستند! ما مىخواهيم اين آدم بيايد اينجا محاكمهاش كنند و پروندههاى قطورى كه از او هست ارائه بدهند. و اين همه معلول و اين همه ناقص العضوى كه به وسيله او شده است، ما ارائه بدهيم به عالم. آقا وضع ما اين است. وضع ملت ما در اين سى و چند ساله حكومت، اين است. وضعمان اين است كه جوانهاى ما، اين پيرزنها را بياوريم كه جوانهايشان را از دست دادند. عكس جوانهاشان را نشان بدهند كه اينها آنهايند كه در «سينما ركس [١]» مثلًا از بين رفتند.
نگرانى امريكا از افشاى خيانتها
امروز، الآن يك پيرمردى آمده بود كه چهار تا يا پنج تا شش تا از اولادهاى من در آنجا بودند. خوب ما اين را مىخواهيم بگوييم. اين آقاى انساندوست اين را برده نگه داشته. نه اينكه انسان را مىخواهد نگه دارد. آن خوب، انسان نيست كه نگهش دارد. اين نه اين است كه براى انساندوستى اين كارها را دارد مىكند. اين خوف اين را دارد كه نبادا تحويل اينجا بدهند و مشت رئيس جمهور امريكا باز بشود كه در آتيه نتواند ديگر رئيس جمهور بشود. يعنى قلمِ «نه» روى او امريكا بكشد كه شما ديگر لايق رئيس جمهورى
[١] سينما ركس آبادان كه بيش از چهار صد تن از مردم شهر، هنگام تماشاى فيلم بر اثر ايجاد يك حريق گسترده در آتش سوختند و جان سپردند.