صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤٨ - ضربه جبران ناپذير به نيروى انسانى
به «دروازه تمدن بزرگ» رسيده، و يا همين چند وقت ديگر همه در «تمدن بزرگ» وارد مىشويم و ايران مىشود مثل يك مملكت پيشرفت كرده، و ترقياتش چه خواهد شد و چه خواهد شد. ادعا زياد است. اما وقتى همين صاحب ادعايى كه مال اينجا بود معلوم شد حالش، فهميدند و فهميديم كه اين آدم نه اينكه مىخواست اين ملت را به تمدن برساند، بلكه مىخواست اين ملت به عقب برگردد، و نگذارد جلو برود يك قدم، مأمور اين كار بود. و خدمتش [را] هم تا بود خوب انجام داد. يعنى همه دستگاهها را فلج كرد.
ضربه جبران ناپذير به نيروى انسانى
شما ملاحظه كرديد كه چه هياهويى اينها درست كردند. براى اصلاحات ارضى چه بساطى درآوردند. در تمام مملكت ما براى اصلاحات ارضى برنامه اين بود كه با اين اسم اصلاحات ارضى، كشاورزى را زمين بزنند كه ما الآن براى گندممان هم محتاجيم به اينكه از كشورهاى ديگر وارد كنيم. چه هياهويى اينها درست كردند براى اينكه «آزادزنان» و «آزادمردان»! چه بساطى خودشان و آن انگلهايى كه در مجالس شوراى سلطنتى نه ملى و سنا، مأمورهاى سازمان امنيت و مأمورهاى خود اين شاه چه هياهويى درست كردند، براى اينكه ديگر مملكت ما آزاد شد! آزادزنان و آزادمردان و شما در طول سلطنت اين پدر و پسر و خصوصاً پسر كه يك يادگار خلفى بود براى آن پدر و از او هم جلو افتاد. شما ديديد در طول تصدى اين دو تا جنايتكار، آزادى براى هيچ كس نبود.
هيچ كس آزاد نبود كه يك كلمه حقى بگويد. آزادى در آن جهت بود كه آزاد كنند تا هر فحشايى مىخواهند ايجاد كنند براى عقب راندن نيروى جوانهاى ما. اينها آن قدر كه به نيروى انسانى اين كشور ضرر زدند به آن ذخاير آن قدر ضرر نزدند. انسانها را فلج كردند.
جوانهاى ما را از بين بردند. جوانهاى ما كه بايد خدمت بكنند به اين كشور، كشاندند به يك جاهايى كه در آنجاها جز اينكه افكارشان فلج بشود و نتوانند خدمت بكنند به اين مملكت، چيز ديگرى نبود. تمام مراكز فحشا را اينها درش را باز كردند و با بوق و كرنا ترويج كردند و كمك كردند كه اين جوانهاى ما بروند در اين مراكز فحشا و فلج بشوند.