صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤ - لزوم توجه به مسائل اساسى كشور
از اين منحرف كنند، و متوجه كنند به آن مسائل فرعى، اين نظير اين مىماند كه زلزله آمده باشد و اشخاصى را فرو گرفته باشد، و بايد همه برويم سراغ نجات آنها. يك دسته بيفتند بگويند آبِ ما كم است، يا زراعتِ ما كم است، و شما را از آن راه بازدارند. الآن مملكت يك وضعى دارد كه اين شيطنتهاى اطراف، دستهاى مختلف در صددند كه راه را منحرف كنند و نگذارند اين قانون اساسى بگذرد، و دنبالش هم نگذارند مجلس شورا درست بشود، و رياست جمهورى و اين مملكت متزلزل باشد، و آنها توطئه بكنند، و شما اغفال بشويد. شماها را به راههاى ديگر؛ راههاى صحيح، اما راههاى دست دوم. تمامى مطالبى كه شما گفتيد صحيح است. نه منطقه شما، همه مناطق اين طورى است. يك مملكتى است كه پنجاه سال كوشش كردند براى آنكه هم جوانهاى ما را عقب نگه دارند و هم فاسد كنند، و هم مملكت ما را به هم بريزند. يك همچو مملكتى خيال نكنيد كه فقط خُرَّم آبادش اين طور است. شما خُرَّم آبادش را مىبينيد. كردستانش هم اين طور است. كردستانىها هم همين حرف شما را مىزند. خوزستانيها هم همين حرف شما را مىزنند. خراسانيها هم همين حرف شما را مىزنند. اين زاغهنشينان اطراف تهران هم همين حرف شما را مىزنند، و از شما زندگيشان بسيار بدتر است. لكن مسائل- اين مسائل- مسائل دست دوم است. يك مملكتى الآن در مَعْرَض اين است كه اين اشخاصى كه افتادند توى جمعيتها و دارند افساد مىكنند، در مَعْرَض اين است كه نگذارند اين نهضت به آخر برسد، يا لا اقل مُعطَّلش كنند.
با قدرت پيش برويد! اين مسائل دست اوّل را منظور نظر كنيد! و با قوّه و قدرت پيش ببريد، و مطلب را به آخر برسانيد! وقتى كه اصول مطلب تمام شد، اين بيمار محتاج به معالجه است. لكن بايد اوّل، حياتش را حفظ كرد، بعد بيمارىاش را [علاج] كرد.
مملكت ما يك مملكتى است كه پنجاه سال كوشش شده است در اين كه بيمار و بيمارتَرش كنند. لكن يك مسائل رؤوسى است كه اگر به او رسيدگى نشود، اين مريض مىميرد. يك مسائل دست دوم است كه بعد از اينكه حفظ حيات او شد، آن وقت كوشش كنيم براى رفع بيماريها، رفع نابسامانيها. من به شما عرض مىكنم كه تمام اين