صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٨ - مصاحبه با خبرنگار ژاپنى (جنايات امريكا- اهداف انقلاب)
مملكتهاى اسلامى و در ساير ممالكى كه حكومتهايشان دست نشانده اينها هست. ببينيم كه ظلمهايى كه شده است از چه راهى شده است. و كى اين ظلمها را كرده است. و چه كسى وادار كرده است كه اين ظلمها را بكنند. اين را چنانچه منطق دولتها اين است كه اين انتقامجويى است معلوم مىشود منطق آنها غير منطق مظلومان است. چنانچه هميشه اين طور بوده است كه منطق ظالم يك منطق بوده است و منطق مظلومها منطق ديگر بوده است. ما با منطق مظلومها داريم صحبت مىكنيم، نه با منطق ظالمها. ظالمها البته منافع ما را بردند. و حالا كه يك نفر كنار گذاشته شده است كه به آنها منفعتى نمىرسد آنها البته اين مسائل را طرح مىكنند و قضيه انتقامجويى [را]. و الّا اسلام تمامش عفو است. تمامش اين است كه كسانى كه خلاف مىكنند و البته مظلومها مىتوانند كه از آنها [انتقام] بگيرند، لكن اسلام مذهب عفو است. لكن منطق آقاى كارتر و امثال آقاى كارتر غير از اين مطلب است. مايى كه يك نفر آدم را مىخواهيم كه بفهميم كه ريشه فساد، چه كسى است و به دنيا معرفى كنيم اين ريشه فساد را، تا اينكه فساد در دنيا از بين برود. مايى كه مىخواهيم يك نفر آدمى كه اموال ما را برده است بيايد اينجا و بگويد اموال شما كجاهاست، تا ما برويم سراغ اموالمان. و اين ملتى كه گرسنگى مىخورد و اموالش در بانكهاى خارجى مانده است و آقاى كارتر هم جلوى اموال او را گرفته است و اين مظلومها را گرسنگى مىدهد، منطق ما اين است. اين را آقاى كارتر اسمش را انتقامجويى مىگذارد. و دولتهايى هم كه تابع او هستند آنها هم اسمش را انتقامجويى مىگذارند. و در منطق مظلومين اين اسمش انتقامجويى نيست. اسمش اين است كه مىخواهند ملك خودشان را، مال خودشان را كه بايد صرف خودشان بشود، در بانكها متمركز نشود، و آقاى كارتر جلويش را نگيرند و بگذارند بيايد كه مردم زندگى بكنند در اينجا.
[حضرت امام، به نظر بسيارى از ناظران از پيروزى انقلاب به اين سو، به نظر مىآيد كه نظم حكومت رو به انحطاط دارد. شما در اين باره چه فكر مىكنيد؟]
- اين منطق چپاولگرهاست. بايد ما مقايسه كنيم انقلاب اسلامى ايران را با انقلابهايى كه در دنيا واقع شده است. ببينيم كه آيا انقلابهايى كه در دنيا واقع شده است، به مجردى كه