صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٢٥٣ - عقيده ؟ يا حكومت ؟
و اما پاسخهاى او به دشمنانش كه برخى از آنان چون از ناحيه ى او ايمن بودند , خوش داشتند او را آزار دهند مانند عبدالله بن زبير كه آشكارا رقابت و دشمنى خود را با آل محمد اظهار مى كرد يك نمونه از آنها پاسخى است كه به همين عبدالله داده , به وى مى گويد( : پنداشته ئى كه من تسليم او شدم ؟ ! واى بر تو ! چگونه چنين كارى امكان پذير است در حاليكه من پسر شجاعترين مرد عرب و مولود فاطمه سرور زنان جهانم ! صلح من نه از روى ترس بود و نه از روى ضعف , ولى مردمى با من بيعت كرده بودند كه همچون تو , دلى بيگانه داشتند و محبتى ريائى و قدمى ناپايدار) [١]
گفتار كوتاه - ولى پر اهميت - ديگرى نيز هست كه با وجود اجمال و اختصار , شايد رساترين گفته ى آنحضرت در اين زمينه باشد و آن گفتارى است كه در جواب برادر و پاره ى تن و شريك رنج و راحتش حسين بن على عليه السلام بيان كرده است وى از او سئوال كرد( : علت چه بود كه حكومت را واگذاشتى ؟) پاسخ داد( : همان چيزيكه پدرت را پيش از من بدينكار واداشت) [٢]
مؤلف : اين چند نمونه ما را از ذكر نظائر بسيار آن - كه همه شاهد([ آزمايش ) ) دشوارى است كه مقام امامت از ناحيه ى دوست و دشمن بدان دچار بوده ولى در آخر كار , سربلند و موفق از آن بيرون آمده بى نياز مى سازد
با بررسى گفته هاى امام در اين مورد , مشاهده مى كنيم كه آن حضرت
( [١] المحاسن والمساوى) تأليف بيهقى ( ج ١ - ص ٦٠ [٦٥] )
[٢]- بحار الانوار ( ج ١٠ - ص ١١٣ )