صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ١٩١ - عبيد الله بن عباس
امام است , تنزل دهد و با فرستاده هاى معاويه درباره ى مزد فرار گفتگو كند , نه اين ديگر بسى پست و زشت است !
در نامه ى معاويه , بر روى نقطه ضعف اساسى او يعنى جاه طلبى و ميل به جلو افتادن , انگشت گذارده شده بود معاويه در اين نامه نوشته بود([ : همانا حسن بزودى ناگزير از صلح خواهد شد [١] براى تو بهتر است كه پيشقدم باشى نه تابع ][٢] و در همين نامه براى او يك ميليون درهم پاداش قرار داده بود [٣] و معاويه حريص ترين مردم بر بهره بردارى از تنگناهاى دشمنانش بود
([ ايمان معاويه به پستى و دنائت بشرى , نهايت نداشت اين ايمان از آنجا بود كه وى اعتقاد داشت : با اراده ترين و با فضيلت ترين افراد نيز در لحظه ئى كه ضعف بشرى بر او چيره مى شود و شك و ترديدى كه كمتر كسى از آن مصون است , بر او مستولى مى گردد , ممكن است فريفته و زبون حرص و طمع شود][٤] )
اميرالمؤمنين على عليه السلام در توصيه هايش به( زياد) گفته بود( : معاويه , از پيش رو و پشت سر و طرف راست و طرف چپ انسان , پيش مى آيد , زنهار و زنهار از او غافل نباش) [٥]
بدين ترتيب , احساس شكست و تسليم شدن به طمع , اين جوان
[١]- همين سخن , خود دليل آن است كه شايعه ى( اظهار تمايل امام حسن به صلح) كه در اردوگاه مسكن رواج داشت , دروغ و خلاف واقع بوده است
[٢]- ابن ابى الحديد : ٤ / ١٥
[٣]- يعقوبى : ٢ / ١٩١ و شرح النهج : ٤ / ١٥
[٤]- على ادهم - مجله ى( العالم العربى) ( سال ١١ , شماره ٢ ص ٣٠ )
[٥]- ابن اثير در( كامل) : ج ٥ ص ١٧٦