صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٢١٥ - آغاز سرنوشت
هشيارى در آن خصلت از معاويه برتر نبود
روى همين اصل بود كه معاويه جنگ خود را با حسن بن على , به جنگ حيله گرانه و فتنه آميز , تغيير داد
او در آن هنگام كه اردوى خود را در مرزهاى عراق مستقر مى ساخت , بفكر جنگ كردن نبود و از آن ميترسيد كه حريف دست بكار جنگ شود , بلكه دوست ميداشت كه با آنان در ميدانى غير از ميدان سرباز و سلاح , دست و پنجه نرم كند
زياد دانست كه عرب به نسب جديد او اعتراف نخواهند كرد چون حقيقت حال بر آنان روشن است و انگيزه هاى اين پيوند دروغين را ميدانند , اين بود كه( كتاب المثالب) را فراهم آورد و در آن هر نقيصه ئى را به عرب منسوب ساخت و با اينكار نيز شعوبيگرى خود را ثابت كرد
كوفه محكوم شد كه پس از هلاك اولين حاكم اموى اش : ( مغيره بن شعبه ثقفى ) , تحت حكومت زياد قرار گيرد و وى از آن جهنمى سوزان و در آن زلزله ئى آرام ناپذير بسازد
طبرى ( ج ٦ - ص ١٢٣ ) مى نويسد :
([ زياد چون به كوفه آمد گفت : با چيزى آمده ام كه آن را جز از براى شما نمى طلبيدم گفتند : به هر چه خواهى ما را بخوان گفت : به اينكه مرا به معاويه ملحق دانيد گفتند( : اما بشهادت دروغ , كه نه)
و او اول كسى بود كه حكومت كوفه و بصره را يكجا حائز شد و هم اول كسى بود كه پيشاپيش او اسلحه مى بردند و عمود مى كشيدند و پاسبانها او را حراست ميكردند
در غياب خود( سمره بن جندب) را بر بصره مى گماشت و( عمر و بن حريث) را بر كوفه يكنوبت كه پس از شش ماه به بصره رفت ديد كه سمره هشت هزار نفر را بقتل رسانيده است( ! و همه جامع قرآن)
زياد در سال ٥٣ هجرى مرد و در سال ١٥٩ كه مهدى عباسى بخلافت رسيد اين( استلحاق) را ملغى ساخت و دستور داد كه آل زياد را از ديوان قريش و عرب خارج سازند و زياد بار ديگر به پدر واقعى خود همان برده ى رومى ملحق شد !