صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ١٣٥ - تصميم بر جنگ
نه اطمينان پايدارى داشت و نه اميد اخلاص و همفكرى
در پشت سر اين توده ى مردم , سران منافق و دو روى كوفه بودند كه به هيچ وجه اميد اصلاح و هدايت آنان نمى رفت , مانند : اشعث بن قيس , عمر و بن حريث , معاويه بن خديج , ابو برده ى اشعرى , منذربن زبير , اسحق بن طلحه , حجربن عمرو , يزيد بن حارث بن رويم , شبث بن ربعى , عماره بن وليد , حبيب بن مسلمه , عمر بن سعد , يزيد بن عمير , حجار بن ابجر , عروه بن قيس , محمدبن عمير , عبدالله بن مسلم بن سعيد , اسماء بن خارجه , قعقاع بن شور ذهلى , شمر بن ذى الجوشن
و امام حسن ميدانست كه عاقبت با ايندسته , ماجرائى خواهد داشت
اينها همان كوفيان نافرمانى بودند كه عليرغم ادعاى مسلمانى , براى خود وكسانى مانند خود بر طبق ميل و اراده ى خود , دستور اخلاق وضع مى كردند ! اسلام كه جارى كننده ى سرچشمه ى اخلاق در دلها و بخشنده ى نعمت هاى بيشمار به مسلمانان است , در جمع اين مردم نابخرد , از ماديگرى شكست خورده بود و به همين دليل هم بود كه از خاندان پيغمبر فاصله گرفته و قدرت هم آهنگى با آموزش و تربيت و فرهنگ آنانرا از دست داده بودند
از همان لحظه ئى كه با حسن بن على بشرط اطاعت كامل و بر( شنوائى و فرمانبرى ) بيعت كردند , بصورت دستياران دشمن او در ايجاد بلوا و شورش در آمدند : پيوسته در فكر حادثه جوئى و دام گسترى و فرصت طلبى و توطئه براى بزرگترين جنايتها بدون كوچكترين نگرانى از عواقب دنيوى و اخروى آن
خطرى كه از پيوستن اين عده به سپاه , امام حسن را تهديد ميكرد بزرگتر از خطرى بود كه از دشمن روبرو و آشكار , انتظار مى رفت