صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ١٥١ - بسيج و فرماندهى
دستور آنحضرت كه( : با اين دو نفر مشورت كن) دليل ديگرى است بر اينكه منظور وى , كوبيدن خوى درشت و ناهموارى است كه اى بسا امام در پسر عموى خود سراغ داشته و از آن همچون مانعى بر سر راه موفقيت , بيم مى برده است
بايد دانست كه وجود اين درشتخوئى در عبيدالله - در صورتيكه اين حدس , صائب باشد - نمى تواند مانعى براى فرماندهى وى بشمار رود در صورتيكه شرائط و اوضاع و احوال فراوان ديگرى سپردن اين منصب را به وى ايجاب ميكرده است علاوه بر اينكه هميشه ميان( خشونت) و( زندگى نظامى) پيوند نزديك و مستحكمى وجود داشته است
اكنون جاى اين پرسش است كه به چه موجبى امام حسن , فرماندهى مقدمه را به عبيدالله سپرد و با بودن كسى همچون( قيس بن سعد بن عباده) كه لياقت نظامى و امانت و سر سپردگيش به خاندان پيامبر مورد اعتراف است , او را بدين سمت انتخاب نكرد ؟
اين سؤال داراى چند پاسخ است :
١ - در فرمان امام حسن به عبيدالله , مشورت كردن با قيس بن سعد و سعيد بن قيس بطور لزوم و حتميت توصيه شده و با اين كار , فرماندهى از شكل انحصارى - كه اگر موجب خلاف مصلحت بود جاى ايراد و اعتراض بر امام حسن داشت - خارج شده و بصورت شوراى مثلثى در آمد كه اعضاى آن را لايقترين افراد سپاه تشكيل مى دادند اما انتخاب قيس منحصرا براى فرماندهى و مقدم داشتن وى بر آندو نفر ديگر و بر ديگر ياران و فرماندهان , اين اشكال را داشت كه ممكن بود موجب همچشمى و رشك مردان شايسته ى