صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٦٢ - پيش از بيعت
خاندانهاى بر جسته ى مسلمانان كه از نسلى به نسل ديگر به ارث مى رسيد , موجبى غير از همان باز گذاردن ميدان خلافت براى هر كس و ناكسى داشت ؟ و مگر خونريزيهاى فجيعى كه در دوره هاى مختلف تاريخ اسلام پيش آمد : ميان بنى هاشم و بنى اميه , ميان بنى زبير و بنى اميه , ميان بنى عباس و بنى اميه , ميان علويان و بنى عباس جز نتيجه ى طبيعى گسستن اين قيد و بند دينى چيزى بود ؟ همان قيد و بندى كه رسولخدا آنهمه براى تحكيم و تثبيت آن احتياط و دقت بخرج ميداد , چنانكه گفتى از پيش , اين حوادث اسفبار را مى ديد و در صدد جلوگيرى از بروز آن بود
و مگر فجايعى كه درباره ى خاندان پيغمبر مرتكب شدند و هر كدام آنها - اگر كشتن بود و اگر به دار آويختن و اگر اسير كردن يا آواره ساختن - در نوع خود بى نظير بود , موجبى جز همان نخستين اشتباه داشت ؟ همان اشتباهى كه سياست و طرح نبوى در مورد امت و عترتش را پايمال كرد و مصلحتى را كه آنحضرت براى امت و عترت در نظر داشت ناديده گرفت ؟
آرى , آنها عمق اين سياست دور انديش را در نيافتند و چون سرگرم سياستى ديگر بودند( اجتماع نبوت و خلافت در يك خاندان) را خوش نداشتند
اين , عذر ظاهرى آنان بود كه بجز آن , عذر ديگرى كه بتوان آشكارا به مردم گفت , نيافته بودند اما عذر باطنى آنان چه بود ؟ كسى جز داناى نهان , از آن آگاه نيست ولى گمان بيشتر آن است كه از خاطرات خونين جنگهاى مقدس دعوت اسلامى و يا از حس حسادت -