صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٤٩٤ - ٤ - عبدالله بن خليفه ى طائى
پيكار( عذيب) و نبرد خونين( جلولاء) و جنگهاى( نهاوند) و( شوشتر ) و( صفين) گزارشگر قهرمانى كم نظير اوست , خطيبى كه در واقعه ى صفين مردم قبيله ى طى را كه بر سر پرچم جنگ با( عدى بن حاتم) منازعه ميكردند , با آن گفتار بليغ و قاطع - كه قبلا گذشت - پاسخ گفت و بالاخره دلاورى كه با حجر در ماجراى دفاع وى از اميرالمؤمنين عليه السلام همكارى و همگامى كرد
قواى انتظامى زياد - كه در آنروز گروه الحمراء بودند - بر او هجوم آوردند و او از خود دفاع كرد و با كمك قوم و عشيره ى خود آنانرا منهزم ساخت خواهر پارسا و پاكدامنش بيرون آمد و فرياد زد : اى مردم طى ! نيزه ها و زبانهاى خود را به عبدالله بن خليفه ميدهيد ؟ مردم قبيله بر اثر اين فرياد مهيج , كار را بر نيروى انتظامى سخت گرفتند و آنان را تار و مار كردند راه چاره به روى زياد بسته شد , ناگزير رئيس قبيله يعنى( عدى ابن حاتم) را دستگير و زندانى كرد و آزادى او را موكول بدان نمود كه عبدالله بن خليفه را بدو تسليم كند , عدى ازاينكار امتناع ورزيد و عاقبت زياد قانع شد كه عبدالله كوفه را ترك گويد
عدى , عبدالله بن خليفه را به بيرون رفتن از كوفه اشارت كرد و وعده داد كه براى بازگرداندن وى از كوشش باز نايستد عبدالله به( جبلين) [١] - و بنابر روايتى به( صنعاء) - رفت و با دلى لبريز از اشتياق به وطن , روزگارى در آنحدود آواره و در بدر بود
چون زمانى گذشت , به عدى نامه ئى نوشته و وفا به وعده از او
( [١] دو كوه قبيله ى طى) يعنى( : اجا) و( سلمى) كه فاصله ى ميان آن با( فدك) يكروز و با( خيبر) پنج شب و با( مدينه) سه منزل راه بود