صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٣٩٠ - ملاقات در كوفه
سپس گفت :
([ هان اى مردم ! خداوند شما را به اولين ما هدايت كرد و خونتان را به آخرين ما محفوظ داشت همانا اين امر را دورانى است و دنيا در تغيير و گردش است خداى عزوجل به پيامبرش محمد صلى الله عليه و آله فرموده( : بگو نميدانم آنچه بدان وعده داده مى شويد نزديك است يا دور , همانا او سخن آشكار و آنچه كتمان كنيد ميداند , و من نميدانم , شايد كه اين آزمايشى است و بهره ئى تا ديگر زمانى) [١]
آنگاه گفت :
([ معاويه چنين نموده كه من او را شايسته ى خلافت ديده ام و خود را شايسته نديده ام , او دروغ مى گويد , ما در كتاب خداى عزوجل و بقضاوت پيامبرش از همه كس به حكومت اوليتريم و از لحظه ئى كه رسولخدا وفات يافت همواره مورد ظلم و تعدى قرار گرفته ايم خدا ميان ما و كسانى كه بر ما ستم روا داشتند و بر ما تسلط جستند و مردم را بر ما بر شوراندند و نصيب و بهره ى ما را از ما باز داشتند و آنچه را رسولخدا براى ما در ما قرار داده بود از او باز گرفتند حكم خواهد كرد بخدا سوگند اگر مردم در آنهنگام كه رسولخدا رخت بر بست با پدرم بيعت ميكردند , آسمان رحمت خود را بر آنان فرو ميباريد و زمين بركت خود را از ايشان دريغ نميداشت و تو - اى معاويه - در خلافت طمع نمى بردى ! ليكن چون خلافت از جايگاه خود بر آمد , قريش در ميانه ى خود بر سر آن بمنازعه برخاستند و آنگاه بردگان آزاد شده و فرزندانشان - يعنى تو و يارانت - نيز در آن
[١]- مسعودى ( حاشيه ى ابن اثير ) ج ٦ ص ٦١ ٦٢ و ابن كثيرج ٨ ص ١٨ و طبرى ج ٦ ص ٩٣