صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٤٨٠ - ب - كسانيكه مورد فشار و تهديد قرار گرفتند ١ - عبدالله بن هاشم مرقال
ب - كسانيكه مورد فشار و تهديد قرار گرفتند ١ - عبدالله بن هاشم مرقال :
بزرگ قريش و رئيس شيعيان بود در بصره
پدر او( هاشم مرقال) ( بن عتبة بن ابى و قاص ) همان فرمانده شجاع پيشتازى بود كه معاويه در جنگ صفين از دست او به دهشتى كشنده دچار شد و او در آنروز در رأس ميسره ى لشكر امام على عليه السلام قرار داشت
معاويه به كارگزار خود زياد نوشت( : اما بعد , عبدالله بن هاشم بن عتبه را زير نظر بدار و او را دستگير كن و دست بسته به شام نزد من بفرست)
زياد , شبانه بر سر او هجوم برد و او را دست بسته و با غل و زنجير روانه ى دمشق كرد چون او را بر معاويه وارد كردند عمروبن عاص در نزد او بود معاويه به عمرو گفت : اين مرد را مى شناسى ؟ گفت : بلى , اين همانكسى است كه پدرش در جنگ صفين ميگفت و رجزى را كه( هاشم) در آنروز در ميدان جنگ خوانده بود تكرار كرد و سپس به اين بيت تمثل جست :
( گاه سبزه و گياه بر روى سرگين مى رويد
و خشم و كين اندرون همچنان باقى است) [١]
و آنگاه گفت : زنهار ! اى اميرالمؤمنين اين تمساح آرام را رها مكن , پيوند جان او را بگسل و او را به عراق باز مگردان , چه او كسى نيست كه از نفاق و اختلاف باز ايستد , اينها اهل مكر و عداوت و آتش
[١]- اين مثل را عرب براى ظاهر آراسته و باطن مغاير با آن مى آورد و در اينجا منظور عمرو آنست كه بظاهر آرام اين مرد منگر , در سينه ى او همان خشم و عدوات روز صفين همچنان موج مى زند ( م )