صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٣٨٠ - ٤ - سرنوشت خلافت پس از معاويه
روايات - چه روايتهاى صحيح و چه روايتهاى ساختگى - و همه ى صورت هاى سه گانه ئى كه براى يك روايت احتمال داده شده , در صورت زنده ماندن امام حسن عليه السلام از لحاظ عملى داراى يك نتيجه ميبوده اند
بنابرين , چه موجبى ميتوان براى گريز از امانت تاريخى , جز اين تصور كرد كه اين راويان دروغ پرداز , ميخواسته اند با همدستى دنائت آميز خود با قدرت حاكم , زمينه ى بيعت يزيد را فراهم آورند ؟ !
مورخ زبردستى كه تعيين صريح امام حسن را از اين ماده حذف كرده و بجاى آن موضوع شورى را گذارده , با خود مى پنداشته كه بهترين روش را در جعل و تحريف انتخاب كرده است ! ولى نفهميده كه عمل وى با عمل همكار ديگرش كه از شورا نيز نامى نبرده يكسان است چه , شورا در اسلام مربوط به انتخاب و برگزيدن خليفه نيست بلكه مربوط به كارهائى است كه اداره ى آن با خليفه يا رئيس مسلمانان مى باشد در روز نخستين هم كه حكم شورا با آيه ى( و شاور هم فى الامر ) تشريع شد و خداوند مسلمانان را بخاطر مشورتى كه در كارها مى كردند با آيه ى ( ( و امر هم شورى بينهم ]( ستود , منظور از آن بجز مشورت در تصميم ها و كارهائى كه بدست رئيس مسلمانان است , نبود
آيه ئى كه دستور مشورت مى دهد , در نفى رياستهاى ساخته و پرداخته ى مردم صريحتر است تا اثبات چنين رياستهائى
گمان اين مورخ و ديگرانى چون او كه مسئله ى انتخاب خليفه را به كتاب خدا استناد داده اند , خطائى بيش نيست لذا عايشه در آن هنگام كه مردم را به شورا دعوت مى كرد , آن را به خداوند منتسب نساخت بلكه براى آن از عمل عمر بن خطاب دليل آورد و اگر امكان استناد