صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ١٥٧ - عدد سپاه
را عينا در اينجا بازگو مى كنيم و سپس به تحقيق و بررسى دقيق آن مى پردازيم :
١ - بحار الانوارج ١٠ - ص ١١٠ :
([ سپس امام حسن , سردارى با چهار هزار سپاهى بسوى معاويه فرستاد اين سردار از قبيله ى( كنده) بود و از آنحضرت دستور داشت كه در( انبار) [١] اردو بزند و تا فرمانى از مركز دريافت نكرده , دست بكارى نزند چون به( انبار) روى آورد و در آنجا فرود آمد و معاويه از آمدن او خبر يافت , قاصدهائى بسوى او گسيل داشت و براى او نوشت : كه اگر به من بپيوندى , بيدرنگ تو را به حكومت چند آبادى از آباديهاى شام و جزيره ( عراق ) منصوب خواهم كرد پانصد هزار درهم نيز براى او فرستاد مرد كندى آن نقد را گرفت و كارها را بر امام حسن دگرگون ساخت و با دويست مرد از ياران و خويشانش به معاويه پيوست چون اين خبر به امام حسن رسيد به خطبه برخاست و گفت : اين مرد كندى بسوى معاويه رفته و به من و شما خيانت ورزيده است , بارها گفته ام كه در شما وفائى نيست و شما بندگان دنيائيد اينك مرد ديگرى را بجاى او مى فرستم و ميدانم كه او نيز با من و شما همانگونه عمل خواهد كرد و خدا را در امر من و شما نظر نخواهد داشت آنگاه مردى از قبيله ى( مراد) را با چهار هزار نفر اعزام كرد و در برابر جمع به او توصيه و تأكيد نمود و خبر داد كه
[١]- شهرى بر ساحل فرات ( در مغرب بغداد ) و بفاصله ١٠ فرسنگى آن بوده است نامگذارى اين شهر به( انبار) بدينجهت بود كه در زمان تسلط ايرانيان , همه ى انبارهاى گندم و جو در آن قرار داشت( ابوالعباس سفاح) خليفه ى عباسى , تا پايان عمر در اين شهر مسكن داشت و قصرها و بناهائى در آن احداث كرد ولى پس از چندى عمران و رونق اين شهر از بين رفت