صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٤٥٢ - وضعيت كوفه در ماجراى حجر
پيش گيرد بى شك چنان شورش خونينى در كوفه پديد مى آمد كه خواب راحت از معاويه سلب مى شد معاويه خود بدين موضوع پى برده بود كه پس از كشتن حجر مى گفت ( : اگر حجر ميماند بيم آن مى رفت كه جنگ ديگرى درگير شود) زياد نيز از اين واقعيت آگاه بود كه پس از فرستادن حجر , پيكى بسوى معاويه فرستاد و بدو گفت : نزد معاويه بشتاب و به او بگو : اگر به حكومت خود علاقمندى كار حجر را يكسره كن !
ولى اين رهبر شيعى كه درس فدا شدن بخاطر حفظ جانها را در مكتب امام حسن بن على فرا گرفته بود , صريحا قوم خود را از جنگ بازداشت
در عين حال گروهى از يارانش در نزديكى ابواب كنده و گروه ديگرى در برابر خانه ى او با قواى زياد درگير شدند و از جمله ى قهرمانان اين دو برخورد , اين افراد بودند : عبدالله بن خليفه طائى , عمر و بن حمق خزاعى[ درباره ى ايندو در آينده نيز سخن خواهيم گفت] عبدالرحمن بن محرز طمحى , عائذ بن حمله ى تميمى , قيس بن يزيد , عبيده بن عمرو , قيس بن شمر , عمير بن يزيد كندى معروف به( ابى العمرطه) گفته اند : شمشير ابى العمرطة اول شمشيرى بود كه در كوفه در واقعه ى حجر بر افراشته شد قيس بن فهدان كندى سوار بر دراز گوش در مجامع كندى ها دور مى زد و آنان را بر جنگ تحريص و ترغيب مى كرد
اهل كوفه زياد را سنگسار كردند [١] و اين دين شرعى مادرش سميه
[١]- طبرى مى نويسد : از آنروز بود كه وى براى خود( مقصوره) ( ١ ) بنا كرد ( ج ٦ ص ١٣٢ )