صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٤٢١ - معاويه براى يزيد باين ترتيب بيعت گرفت
([ آنچه درباره ى يزيد و كمال او و سياست او براى امت محمد گفتى فهميدم , با اين سخنان خواستى مردم را درباره ى او باشتباه درافكنى , گويا از ناشناخته ئى سخن ميگوئى يا نهفته ئى را توصيف ميكنى ! يا از چيزى خبر ميدهى كه از آن كسى جز تو آگاه نيست ! خود يزيد ميزان رأى و درايت خود را نشان داده است ! خوب است درباره ى وى همان افتخاراتى را كه او خود در پى آنست بيان كنى , از بازى دادن و بر هم جهانيدن سگ هاى شكارى و پرواز دادن كبوترهاى مسابقه و گرد آوردن كنيزان خواننده و نوازنده و انواع بازيها و عشرتهاى ديگر او سخن بگوئى در اين صورت است كه سخن بصدق گفته ئى
([ از آنچه انديشيده ئى صرفنظر كن ! بصلاح تو نيست كه وزر و وبال اين خلق را بيش از اين با خود به پيشگاه خدا ببرى ! بخدا سوگند , چندان ستمگرانه براه باطل رفته ئى و ظالمانه بر مردم خشم گرفته ئى كه ديگر پيمانه ها لبريز گشته است در حاليكه ميان تو و مرگ بيش از يك چشم بر هم زدن فاصله نيست در اين بازمانده ى عمر بكارى دست زن كه ذخيره ى روز جزاى تو باشد كه در آنروز گريزگاهى نيست
([ از فرماندهى آن مرد بر آن جمع در عهد رسولخدا ياد كردى در آن هنگام وقتى اين منصب به عمرو و محول شد آن جمع , امارت او را ننگ خود شمردند و پيش افتادن او را ناپسند داشتند و كارهاى او را بر شمردند , رسولخدا صلى الله عليه و آله فرمود : بنابرين اى گروه مهاجران ! او پس از اين بر شما حكومتى نخواهد داشت پس تو چگونه به آن كار رسولخدا كه در حساسترين اوقات و محتاج ترين شرائط به كار صواب , نسخ گشت استدلال ميكنى ؟ يا كسى را كه تابعى است با كسى كه از صحابه