صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٢٦٤ - فداكارى
طبيعت بشرى مخالفت نكند و طغيان خوى انانيت بشرى را سركوب نسازد , چگونه فداكارى در راه خدا و محو شدن در اراده ى او و عمل براى او , امكان پذير خواهد بود ؟
و اين حالت كه بمعنى پيوستگى كامل به خدا است همان امامت است و آن آدمى كه يكسره پيوسته بخدا است همان امام
اگر اوضاع جارى , براى تفوق يافتن بر جبهه ى باطل مساعد نيست , چرا نبايد از آن همچون شرائط مساعدى براى نگاهدارى و حفاظت جبهه ى حق بهره بردارى كرد ؟
و اين همان وضعيتى است كه پس از آشكار شدن بد انديشى و سوء نيت ياران امام حسن - كه بظاهر حماسه ى جنگ مى سرودند و در باطن جز غرضهاى شخصى انگيزه ئى نداشتند - كار امام حسن بدان منجر شد
اگر راه كوتاه كردن دست شرار تبار معاويه از سر اسلام واقعى - كه جلوه گاه آن برگزيدگان آل محمد و بازماندگان با اخلاص حزب خدايند - و راه جلوگيرى از خرابكارى سربازان شامى و( ستون پنجم) او كه در قلب كوفه و لشكر گاه امام به فعاليت مشغولند , منحصر در اين است كه معاويه بر سلطنت دست يابد , بگذار اين دست پليد و شرير , اين دنيا را با همه ى شهوات و هوسها و زيانها و معايبش بغنيمت برد و براى حسن و بازماندگان حزب خدا , همان عقيده و مسلك و مرامشان با آن جلالت و قدرت و وسعت و عظمت و خلودش باقى بماند
مگر براى پسر رسولخدا عيب و نقصانى است اگر خود را از پستى و پليدى ماده برهاند و دنيا را براى اهل دنيا گذارد و خود با عظمتى جاويد و امامتى بلند آوازه و با فضائل آموزنده و معروفش و جهاد و استقامت و