صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٤٠ - پيشگفتار
پيشانى او در زير طره ى گيسويش بدان ميمانست كه :
ماه تمامى , تاجى از شام تاريك , بر سر نهاده باشد
بوى دلاويز او , از( عنبر) خاكيان برتر بود -
و از مشك آنان گفتى كه آن عطرى آسمانى است
ابن سعد گفته است( : حسن و حسين به رنگ سياه , خضاب ميكردند)
و اصل بن عطاء گفته است( : در حسن بن على , سيماى پيمبران و درخشندگى پادشاهان بود)
بيست و پنج بار حج كرد پياده , در حاليكه اسبهاى نجيب را با او يدك مى كشيدند
هرگاه از مرگ ياد مى كرد ميگريست و هرگاه از قبر ياد مى كرد مى گريست و هر گاه محشر را و عبور از صراط را بياد مى آورد ميگريست و هرگاه بياد ايستادن بپاى حساب مى افتاد آن چنان نعره مى زد كه بيهوش مى شد و چون بياد بهشت و دوزخ مى افتاد همچون مار گزيده بخود مى پيچيد , از خدا طلب بهشت مى كرد و به او آتش پناه مى برد
و چون وضو مى ساخت و بنماز مى ايستاد , بدنش بلرزه مى افتاد و رنگش زرد مى شد
سه نوبت , دارائيش را با خدا تقسيم كرد و دو نوبت از تمام مال خود براى خدا گذشت و با اين همه , در تمامى حالات بياد خدا بود گفته اند( : در زمان خودش آنحضرت عابدترين مردم و بى اعتناترين مردم به زيور دنيا بود)