صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٨٤ - بيعت
مى شد بكار برد
اين , يكى از مواردى بود كه حسن بن على در خطابه ى خود , با قدرت خدا داد , خويشاوندى نزديك خود را با جدش پيغمبر و پدرش على - آن خداوندان سخن - ثابت كرد و از آنروز ببعد نظاير اين خطابه از حسن بن على - با عنوان خليفه ى مسلمين - بموجب قبول بيعت عمومى و بحكم پيشامدها و حوادثى كه مستلزم سخن گفتن و ايراد خطابه بود , طبعا فراوان ديده مى شد
پسر عمويش : عبيدالله بن عباس در مسجد جامع كه از انبوه جمعيت , مالامال بود , در برابر منبر ايستاد نخست لحظه ئى انتظار كشيد تا طوفان گريه ئى كه بدنبال اين خطابه , سرتاسر مسجد را فرا گرفته بود , فرو نشست آنگاه با صداى طنين دار و رساى موروثى خود همچون سروش آسمانى , فرياد بر آورد :
([ هان اى گروه مردمان ! اين پسر پيغمبر و جانشين پيشوا و امام شماست , با او بيعت كنيد كه( خدا بوسيله ى او دنباله روان رضاى خود را به راههاى سلامت رهبرى ميكند و - به اذن خود - آنها را از تيرگيها به نور مى كشاند و به راه راست هدايت ميكند)
در آن هنگام هنوز در ميان مردم , بسيار بودند كسانيكه گفتار صريح پيغمبر را درباره ى امامت او بعد از پدرش , شنيده بودند لذا پس از گفتار كوتاه ابن عباس , گفتند( : وه كه او چه محبوب است و چه حقدار بر ما و شايسته ى خلافت ) ! و با شوق و رغبت به بيعت او شتافتند
و اين , در روز بيست و يكم ماه رمضان سال چهلم از هجرت , يعنى