صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٢٩٣ - ارشاد شيخ مفيد
قيس بن سعد بن عباده
براى يك ماجراى تاريخى بزرگترين بليه و مصيبت همين است كه در آن اشتباه و در هم آميختگى حق و باطل و راست و دروغ تا اين اندازه باشد
ديگر ماخذ و منابع تاريخى , از سر اين ماجرا همچون قضاياى حاشيه ئى تاريخ در گذشته اند بى آنكه به رويدادهاى بزرگى كه در آن دوران كوتاه - يعنى دوران خلافت اسلامى حسن بن على و دوران جدا شدن حكومت روحى و معنوى از حكومتهاى مادى و دنيوى و دوران تبديل يافتن خلافت به سلطنت و بالاخره , دوران جوشش اختلافات فرقه ئى در اسلام - اتفاق افتاده كوچكترين توجه و در برابر آن كمترين حساسيتى داشته باشند
مورخان اين داستان - چه تفصيل گويان و چه ايجاز گرايان - به شرائط بحرانى ئى كه ناگزير ميبايد فكر پذيرش صلح را نزد حسن موجه ساخته يا او را به صلح مجبور نموده باشد , بيش از يك اشاره نكرده اند , جمعى به اعتراف و سكوت گذرانيده و رأيى اظهار نكرده اند , بعضى ديگر كار را تصويب كرده و حجت ها و عذرها بهر آن آورده اند , گروهى هم كه راز عمل و( سيماى صلح) را نشناخته اند با انتقادهاى تند و زننده و لحن تلخ و زهر آگين , پرده از روى تعصب جاهلانه ى خود بر داشته اند
در ميان تمامى نقل ها و روايتهاى تاريخى كه مورخان - چه دوست و چه دشمن - درباره ى مشكلات و مضيقه هاى امام حسن عليه السلام ذكر كرده اند , حتى يك مورد وجود ندارد كه نسق و ترتيب سخن يا طرز اداى مطلب طورى باشد كه راه هر ايراد را گرفته و يا لااقل جوابى به اين پرسش مؤدبانه باشد كه :