صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٤٨٣ - ٢ - عدى بن حاتم طائى
از خون ما در صفين پديد آورد و اين پسر اوست , و هر كس به پدر خود همانند است , و ديرى نخواهد پائيد كه از اين خطا انگشت ندامت بدندان بگزى](
٢ - عدى بن حاتم طائى :
صحابى ارجمندى كه چون بر رسولخدا ( ص ) در مى آمد آن حضرت او را گرامى ميداشت , زعيم بزرگ و خطيب سخنور و هژبر شجاع
در سال نهم هجرى اسلام آورد و اسلامش نيكو گشت خود او گويد([ : چون به مدينه آمدم مردم كنجكاوانه مرا مى نگريستند و ميگفتند : عدى بن حاتم ! رسولخدا ( ص ) بمن فرمود : اسلام را بپذير تا بسلامت باشى ! گفتم : من خود آئينى دارم فرمود : من به آئين تو داناتر از توام چنين پندارم كه بيسامانى مردم پيرامون من و اينكه همه را در نزد ما يكسان و يكنواخت مينگرى مانع از اسلام توست سپس گفت : حيره رفته ئى ؟ گفتم : نرفته ام ولى جاى آنرا مى دانم فرمود : زود باشد كه زنى هودج نشين از حيره بيرون آيد و بى آنكه در پناه مردى باشد به مكه رود و طواف خانه خدا كند و بيگمان گنجهاى كسرى پسر هرمزه بروى ما گشوده شود گفتم : كسرى پسر هرمزه ؟ فرمود : آرى , و چندان مال و ثروت از همه سو فرو ريزد كه هر كسى همت بدان گمارد كه گيرنده ى زكاتى بيابد
عدى گويد : آندو را ديدم : آن هودج نشين را و هم گشوده شدن گنجهاى كسرى را و من خود در شمار اولين سوارانى بودم كه بر آن گنجها هجوم بردند و بخدا سوگند كه سومين نيز خواهد آمد [١]
[١]- الاصابة ( ج ٤ ص ٢٢٨ ٢٢٩ )