صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ١١٨ - تصميم بر جنگ
دعوتى خير خواهانه , وعده ئى تهديد آميز و سپس تهديد آشكار به جنگ
او در رفتار خود با معاويه , از روش پدرش پيروى كرد و براستى امام حسن در اوضاع و احوال خاصى كه او را احاطه كرده بود و با دشمنانى كه داشت , نمودار كامل پدرش بود گوئى روزگار او قطعه ئى از دوران اميرالمؤمنين بود كه تا پس از وفات آنحضرت ادامه يافته بود همچنانكه جنگ در دوران على عليه السلام ضرورتى اجتناب ناپذير بود , در دوران امام حسن نيز هيچ چيز ديگر نمى توانست جاى آن را پر كند
از جمله چيزهائى كه خلافت جديد را مى آراست اين بود كه نشان دهد در عين جوانى , از تسلط و اقتدار كافى برخوردار است و اينكار مستلزم آن بود كه دست خيانتكاران را از كارها كوتاه كند و با اين تصفيه , هيبت خود را در دلها بيفكند و راه ثبات و استقرار و قبضه كردن امور را بر خود هموار سازد
در اينصورت طبيعى است كه اين نامه متضمن تهديدى صريح و اندرزى شديد و لحن آمرانه ئى محكم و قوى باشد( : از خدا بپرهيز و طغيان و سركشى را فرو گذار و خون مسلمانان را مريز ! بخدا سوگند كه از اين بيش مظلمه ى خون مردم را با خود به پيشگاه خدا بردن به خير تو نيست از در سلم و اطاعت در آى و بر سر خلافت با اهل آن و كسيكه از تو بدان شايسته تر است منازعه مكن)
رايت امويان در شام , همچنان بر دشمنى با خلافت هاشمى كوفه , در اهتزاز بود و همان سر پيچى و نافرمانى قديم را كه در برابر بيعت على