صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٣٢٧ - نتايج بحث
اى بسا سودمند نيز ميتوانست باشد چه , اين واقعه , اردوگاه( مسكن) را كه اينك روياروى دشمن قرار داشت , از ناسره هائى كه در حقيقت عضو فاسد اين سپاه بودند , خالى ساخت
ليكن در مدائن امام حسن و ياران نزديكش , در ميان انبوه مردمى قرار گرفته بودند كه روحيه ئى همچون روحيه ى لشكر شكست خورده داشتند , نه امكان رسيدن به معاويه وجود داشت تا فرار كنند و نه وظيفه و مسئوليت شور و شوقى در آنان بر مى انگيخت تا استقامت بورزند و همينها بودند كه پس از زمانى كوتاه ابزار آن فاجعه ى بزرگ تاريخى شدند يعنى ميان امام حسن و هدفهائى كه از اين جنگ داشت سدى كشيدند و راه شهادت افتخار آميز را بروى او بستند و همه كار او را تباه كردند ( همچنانكه قبلا گذشت )
اكنون فرض مى كنيم كه امام حسن براى ادامه ى جنگ يا نپذيرفتن صلح , ميتوانسته از يك راه استفاده كند و آن اينكه از ميان همان حصارى كه در مدائن او را در ميان گرفته بود , به ياران با اخلاص( مسكن) فرمان دهد كه تحت رهبرى فرمانده جديد قيس بن سعد بن عباده جنگ را شروع كنند و ميدانيم كه اين مرد بزرگ تا آنجا كه از بررسى تمايلات شخصى اش بدست مى آيد - حتى در صورت صلح امام حسن نيز جنگ را بر صلح ترجيح ميداده است [١] اگر نافرمانى و شورش اخلالگران مدائن مانع از آن بود كه امام حسن اين سپاه را آماده ى جنگ سازد , به هر حال نميتوانست از صادر كردن فرمان جنگ به ياران مخلص و با وفائى كه در اردوگاه( مسكن)
[١]- در اينباره رجوع كنيد به تاريخ ابن اثير ( ٣ / ١٦٢ )