صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ١٤١ - بسيج و فرماندهى
عار انديشه نمى كنيد ؟](
سپس روى به حسن بن على كرد و گفت :
( خدا تو را به راه راست نائل آورد و از هر مكروه و ناپسندى دور سازد و به هر كار شايسته و پسنديده ئى موفق دارد سخنت را شنيديم و فرمانت را گردن نهاديم و هر آنچه را كه بگوئى و بينديشى فرمانبردار و تسليميم)
سپس گفت( : من همين لحظه به اردوگاه مى روم , هر كه دوست دارد با ما باشد , بسم الله) و از مسجد خارج گشت , مركبش بر در مسجد بود , بر آن سوار شد و به ( نخيله) رفت و به غلامش دستور داد كه لوازم جنگ را برايش به اردوگاه ببرد او اولين نمونه ى يك مجاهد گوش بفرمان و نخستين كسى بود كه مهياى جنگ شد [١] و در قبيله ى( طى) هزار جنگجو بودند كه از فرمان عدى تخلف نميكردند [٢]
پس از او چند نفر ديگر از خطباء نيز به شور و نشاط در آمدند و همچون او با امام حسن سخن گفتند , امام حسن به آنان فرمود( : رحمت خدا بر شما باد ! من همواره شما را به صدق نيت و وفاو دوستى شناخته ام , شما را از جانب خدا پاداش نيك باد)
سپس پسر عمويش مغيره بن نوفل ( بن الحارث بن عبدالمطلب ) را بر كوفه گماشت و به وى دستور داد كه مردم را بر حضور در( نخيله) تحريك و ترغيب كند
آنگاه خود با اطرافيانش از شهر خارج شدند و اينكار كه وى
[١]- شرح نهج البلاغه : ابن ابى الحديد ( ج ٤ ص ١٤ )
[٢]- تاريخ يعقوبى ( ج ٢ ص ١٧١ )