صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ١٥٣ - بسيج و فرماندهى
- يعنى فرماندهى از بنى هاشم تعيين نمودن - تدبيرى بسى دقيق و بجا بود
٣ - بيشك غير از عبيدالله بن عباس , هيچ آفريده ى ديگرى نه قيس و نه سعيد و نه هيچكس ديگر - نسبت به معاويه سينه ئى آنچنان پر غيض و روحى آنچنان آشتى ناپذير نداشت او پدرى بود كه دو طفل خردسالش بدست( بسر بن ارطاه) سر كرده ى لشكر اعزامى معاويه به يمن , بوضع فجيعى بقتل رسيده بودند ( و اينداستان از داستانهاى مشهور تاريخ است )
بنابراين , تعيين اين فرمانده داغديده ى خشمگين , به سر كردگى لشكرى كه به جنگ قاتل فرزندان او مى رفت , جدا بهره بردارى متناسب و جالبى بود
٤ - بيشتر جنگجويان لشكر( مقدمه) كه عبيدالله به فرماندهى آن منصوب شده بود از بقاياى سپاه عظيمى بودند كه اميرالمؤمنين عليه السلام براى مقابله با شاميان فراهم آورده و خود پيش از شروع جنگ وفات يافته بود همين قيس بن سعد در زمان على عليه السلام فرمانده و سر كرده و همه كاره ى آن سپاه عظيم بود , [١] بديهى است كه اين سابقه در ايجاد روابط شخصى ميان فرمانده و سربازان داراى تأثيرى بسزا است و اينچنين فرماندهى هرگاه بخواهد به آسانى ميتواند از آزادى فكر و اراده ى خود استفاده كرده و چشم براه دستور مركز فرماندهى نماند و اين موضوعى بود كه احتياط و پرهيز از آن , همچون مهمترين موضوع در آن موقعيت , ميبايست مورد ملاحظه قرار گيرد
ما با احترام فراوان و شايسته ئى كه براى قيس قائليم , نمى توانيم تأثر پذيريهاى روح او را كه به او امكان اين خود سرى و خود رائى را
[١]- تاريخ ابن كثير ( ج ٨ ص ١٤ ) و جز آن