صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٢٣٢ - قلمرو ترديد
و باز بياد آورد روزى از دوران طفلى اش را كه پيش روى مادرش فاطمه - عليها السلام - نشسته بود , پدرش رسولخدا - صلى الله عليه و آله - وارد شد و او را كه ديد كه به بازى مشغول است به فاطمه گفت : خداى تعالى در آينده بدست اين پسر تو , ميان دو گروه بزرگ از مسلمانان اصلاح خواهد كرد [١]
از نشانه هاى عظمت روحى خود در دوران صباوت , آن روزى را بياد آورد كه نزد ابوبكر رفته و به او - كه بر منبر رسولخدا قرار داشت - گفته بود : از جايگاه پدرم فرود آى ! [٢]
و هم آن روزى را كه رسول اكرم او را با خود بر فراز منبر برده بود , گاه روى به مردم مى كرد و گاه به او و ميگفت : اين پسر من سيد است و اميد مى رود كه خدا بدست او ميان دو گروه مسلمان , صلح بر قرار كند [٣]
اين مناظر , در احساس او اثر مى گذاشت و خاطرات تاريخى لذتبخشى را كه ميتوانست جايگزين وحشت آن لحظه شده و از عظمت آن بليه بكاهد در مغز او بيدار مى كرد هر خاطره ئى خاطره ى ديگرى را بياد او مى آورد و هر منظره ئى كه از برابر چشمش عبور مى نمود , مناظر ديگرى را بدنبال خود مى كشيد
او به گفته ى جدش آنچنان اطمينان دارد كه به آيات قرآن و
( [١] عقد الفريد) ( ١ / ١٩٤ ) و بيهقى ( ١ / ٤٠ ) و بخارى و خطيب و سمعانى و حركوشى و جنابذى و ابونعيم در( حلية الاولياء) و( ينابيع الموده ) و( مروج الذهب) و جز اينها
( [٢] الصواعق المحرقه) ( ص ١٠٥ ) و هم دار قطنى
[٣]- بخارى و مسلم و( الاصابة) ( ج ٢ ص ١٢ )