صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٦٧ - پيش از بيعت
خليفه به دست ملت نمى افتاد , تا آخر در هيچيك از دوره هاى تاريخ اسلام , خاندان پيغمبر سهمى از حكومت و خلافت نمى يافتند
نتيجه ى ديگر اين( جبهه بندى) آن بود كه معارضه و ضديت و مخالفتى عميق و ريشه دار با دو دوره حكومت هاشمى - يعنى دوره پنجساله ى حكومت امام على و حكومت چند ماهه ى امام حسن - بوجود آورد
شواهد فراوان اين گفته را در جنگهاى : بصره و صفين و سپس مسكن بايد جستجو كرد
همچنين در روش افرادى همچون : عبدالله بن عمر [١] , سعد بن ابى وقاص , اسامه بن زيد , محمد بن مسلمه , قدامه بن مظعون , عبدالله بن سلام , حسان بن ثابت , ابا سعيد خدرى , زيد بن ثابت , نعمان بن بشير و آن( نشستگان) كه بيطرفى فى اختيار كرده و از بيعت امام على و امام حسن عليهما السلام سرباز زدند , شواهد ديگرى بر اين گفته , موجود است
اين معارضه و ضديت , داراى ميدانهاى مختلف و رنگها و شكلهاى گوناگون بود و از آنجمله قيافه هاى مهمل و منفى و گريزان از تكليف , كه رهبران عترت , چه در مدينه و چه در كوفه با آنها مواجه بودند
و گرنه , چه دليل داشت كه على عليه السلام بر فراز منبر كوفه فرياد بزند :
[١]- مسعودى در مروج الذهب ( حاشيه ابن اثير , ج ٥ ص ١٧٨ ١٧٩ ) مى نويسد( : ولى عبدالله بن عمر پس از اين تاريخ با يزيد و هم با حجاج - بعنوان نماينده ى عبدالملك بن مروان - بيعت كرد) ! بعقيده ى مسعودى اين نشستگان را بايد( عثمانيان) ناميد و ابوالفدا ( ج ١ ص ١٧١ ) بهتر دانسته كه آنان را معتزله ( كناره گيرندگان ) بنامد چه , آنان از بيعت على عليه السلام كناره گرفتند , و اما من ( مؤلف ) معتقدم كه اينها نه عثمانيند و نه معتزل , اينها كسانيند كه مردند و امام زمانشان را نشناختند