صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٤٢٥ - ٣ - وفا به شرط سوم ( جلوگيرى از ناسزا به على ع )
كه عموميت آن از حجيت افتاده است ! و اگر اين روايت بطور عام حجت ميبود بايد صحابى هائى كه خود , ديگر صحابه ى رسولخدا را بدشنام و ناسزا بسته بودند , پيش از ديگران بدان عمل مى كردند اگر معاويه زبان خود را از ناسزا به ستارگان آل محمد ( ص ) - كه خود او مى بايست براى راهيابى بانان تأسى جويد - نگاه ميداشت , مردم نيز زبان از طعن و لعن او و ستمگران ديگرى چون او باز ميداشتند , فريادهاى تعصب آميز خاموش مى شد و صلح , باصلاح مسلمانان پايان مى يافت
ولى اين بذر پليدى بود كه معاويه از روى قصد و عمد پاشيد و خود او و نزديكانش آن را آبيارى و تربيت كردند تا آنگاه كه بصورت خاربنى در تاريخ اسلام در آمد ساده لوحان را بدان فريفتند و جاهلان را با آن گمراه ساختند و ننگ تاريخى را سنت اسلامى قلمداد كردند , بر آن انجمن كردند و بدان اهتمام ورزيدند و اگر كسى آن را ترك كرد با او باحتجاج برخاستند ! [١]
معاويه در پيشگاه خدا و مسلمانان هيچ عذرى كه بتواند بجا گذاردن اين يادگارها را توجيه كند , ندارد و در پرونده ى تاريخى ى او كوچكترين سربلندى و شكوهى كه موجب غبطه ى ديگران يا وسيله ى نام نيك و آبروئى براى او باشد , يافت نمى شود اگر زيركى و كاردانى و دهاء بمعناى آنست كه آدمى خود را براى هميشه بى آبرو ورشكسته سازد , بيگمان , معاويه زيرك ترين و داهيه ترين مردم است !
يكى از جالبترين مظاهر زيركى و كاردانى معاويه همين وضعى است كه بر اثر صلح با امام حسن عليه السلام براى وى پديد آمد و گرفتارى و رسوائى
[١]- توضيح بيشتر اين بحث با ذكر ماخذ آن در فصل ١٤ گذشت