صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٤٥٥ - وضعيت كوفه در ماجراى حجر
اين دوازده نفر دو نفر ديگر را هم كه يكى : عتبة بن اخنس از قبيله ى( سعد بن بكر) و ديگرى : سعد بن نمران از قبيله ى( همدان) بودند به ايشان ملحق ساختند و مجموع دستگير شدگان ١٤ نفر شدند
در اينهنگام سخن چينان و جاسوس صفتان - كه تعداد آنان در اين شهر نكبت زده كم نبود - بكار افتادند
حجر ده روز در زندان كوفه ماند , در اين مدت بقيه ى ياران نامبرده ى او نيز به او ملحق شدند و آنگاه همگى را بسوى شام روانه كردند همه چيز در كوفه تاييد ميكرد كه اوضاع آبستن حوادثى است كه چگونگى تأثير آن بر حاكم و محكوم نامعلوم است زياد كه نا امنى وضع را احساس كرده بود دستور داد كه زندانيان را شبانه از شهر خارج سازند و از حجاب ظلمت براى پوشانيدن اين ظلم فضاحتبار استفاده كنند
در همان هنگام كه آنان را از شهر بيرون مى بردند([ قبيضة بن ربيعه[ [( يكى از ياران حجر] كه خانه اش بر سر راه بود دختران خود را ديد كه از دريچه ها بر او نگريسته و زار زار مى گريند چند جمله با آنان سخن گفت و چنانكه در شرح حالش خواهيم گفت ايشان را موعظه كرد و براه خود ادامه داد
در يكى از آن شبان سياه , دختر حجر كه انديشه ى پدر , رگ جان او را مى گسست , ابياتى خطاب به ماه بدينمضمون سرود : [١]
بلندى گير ! اى ماهتاب فروزان !
شايد حجر را بنگرى كه شبانه سفر مى كند
[١]- بعضى را عقيده بر اين است كه اشعار مزبور , سروده ى هند انصارى دختر زيد است درباره حجر