صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٣٧٤ - ٣ - تسليم امر
آمده نيز براى آنان مجوزى محسوب مى شده كه ادعا كنند امام حسن خلافت معاويه را بر سميت شناخت و سپس مدعى شوند كه بيعت با او را نيز پذيرفت ! ديگر توجه نداشته اند كه خلافت بدين اعتبار كه منصبى الهى و آسمانى است هرگز نميتواند مورد معامله يا بخشش و تسليم نمودن بديگرى قرار گيرد و پديده هاى اتفاقى از قبيل( صلح) يا( قبول حكميت) ممكن نيست در ماهيت واقعى آن اثر بگذارد
اكنون براى اينكه معناى كلمه ى( تسليم امر) كه در ماده ى اول صلحنامه ذكر شده , كاملا آشكار گردد , بايد بروش خود , مطالب جدى و واقعى را از لابلاى گفته هاى ضعيف مورخان بدست آورده و تفسير اين كلمه ى مجمل را در گفته هائى كه از خود طرفين قرار داد نقل شده , جستجو كنيم
٣ - تسليم امر
در صفحات گذشته دانستيم كه معاويه در گفتگو با پسرش يزيد , در مورد خاندان پيغمبر گفت( : بيقين , حق از آن ايشان است) و در نامه ئى كه براى زمينه سازى صلح به امام حسن نوشت , اينجمله را قيد كرده كه( : بى اطلاع تو كارى انجام نگيرد و با نظر تو در هيچ امرى مخالفت نشود) و پس از پايان ماجراى صلح گفت( : به اين سلطنت راضى و خشنوديم) و در خطبه ئى كه در روز ورود به كوفه ايراد كرد گفت( : من بخاطر نماز و زكوه با شما نجنگيدم منظور من از اين لشكر كشى فقط اين بود كه بر شما حكمرانى كنم)
همچنين دانستيم كه حسن بن على عليه السلام روبروى معاويه خلافت