صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٣١٥ - خط مشى معاويه در برابر هدفهاى امام حسن ( ع )
بگمان قوى , خود معاويه بود كه اين بدعت را( سنت) ناميد و فريب خوردگان رياست و زعامت او و گرفتاران اطاعت و فرمانبرى او نيز بميل و اراده ى او همين نام را پذيرفتند و پس از او همه بر اين بدعت شوم باقى ماندند تا زمانيكه عمر بن عبدالعزيز آن را بر انداخت و ممنوع ساخت به متن تاريخى زير توجه كنيد :
[ خطيب جامع( حران) خطبه مى خواند , چون خطبه اش بپايان رسيد بر طبق عادت و رويه خود از دشنام و ناسزا به( ابوتراب) چيزى نگفته بود ناگهان مردم از همه سو فرياد بر آوردند : آه , سنت , سنت , سنت را ترك كردى] !
در دوره هاى بعد , اين( سنت معاويه) ريشه و پايه ئى شد براى به وجود آمدن مفهوم ديگرى براى اين كلمه و اين مفهوم دومين نسلها در ميان مردم باقى ماند و مناسبت هاى سياسى آغاز كار بدست فراموشى سپرده شد
به آنان گفت([ : من خوش ندارم كه شما بدزبان و دشنام گوى باشيد , بهتر است اعمال آنان را بازگو و حالات آنان را بيان كنيد , اين هم درست تر و هم به عذر خواهى نزديك تر است , بجاى دشنام بگوئيد : خدايا خونهاى ما و آنان را حفظ كن و ميان ما و آنان صلح ده و ايشان را از گمراهى نجات بخش تا گمراهان حق را بشناسند و باطل گرايان از ضلالت باز گردند ( شرح نهج البلاغه : ١ / ٤٢٠ و ٤٢١ )
روزى پيك معاويه نزد حسن عليه السلام آمد , در ضمن سخنان خود گفت : از خدا مسئلت مى كنم كه تو را حفظ كند و اين قوم را هلاك گرداند
امام حسن بدو گفت( : آرام ! به كسى كه تو را امين دانسته خيانت مكن براى تو همين بس كه مرا بخاطر رسولخدا و بخاطر پدر و مادرم دوست بدارى اما در خيانتكارى تو هم همين بس است كه جمعى بتو اطمينان كنند و تو دشمن آنان باشى و آنان را نفرين كنى)
( الملاحم والفتن , ص ١٤٣ , ط نجف )