صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ١٠٧ - ٤ - الحمراء
حسن بن على آينده ى كار و مولود اين شبان آبستن حوادث , پوشيده و مستور نبود و چون در طليعه ى حكومت بود , ناگزير ميبايد برنامه ى كار و هدف خود را براى مردم بيان كند و ضمنا روش و خط مشى خود را از شرائط و مقتضيات گوناگونى كه در داخل و خارج او را احاطه كرده است , الهام بگيرد
معاويه دشمن بيرون از مرزى بود كه با مكر و فريب خود و با وسائل قدرتى كه در اختيار داشت و با پايگاه مستحكمى كه در صفحات حكومتش از آن برخوردار بود , خاطر كوفه را سخت مشوش و مشغول داشته بود معاويه آنچنان دشمن حقيرى نبود كه حسن بن على بتواند در مورد او خونسرد و بى تفاوت بماند و يا در صورت چشم پوشى و خونسردى , از حملات سخت او مصون باشد و در حقيقت امام حسن بيش از هر كس ديگر , علاقمند بود كه در صورت مساعد بودن شرائط , قدرت شيطانى معاويه را در هم كوبيده و سزائى در خور او , به او بچشاند
و اما در داخل قلمرو حكومت حسن بن على , آنچه بيش از همه توجه و اهتمام او را جلب كرده بود , دشمنيهاى مردمى بود كه هر چند بظاهر در كنار او مى زيستند اما از لحاظ معنى و روح و هدف , فرسنگها از او دور بودند
براى آنحضرت بسى ناگوار بود كه در مركز حكومتش مردمى زندگى كنند كه غرائز بر آنان چيره شده و حرص و آزدست تطاول بر آنان گشوده و هرزه گرائى ايشان را به هر سو كشانيده است , نه از وفا مفهومى مى شناسند و نه دين را حرمتى مى نهند و نه همسايگى را حقى قائلند , بيگانگى و دورى از خود انسانى , آنان را به آلت و ابزارى براى مكر و فساد و نفاق مبدل ساخته است , با هر آوازى همصدا مى شوند و در هر وادى براه مى افتند ,