صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٥١٦
ولى امام حسين براى نفى اين حدس در مورد خودش , كافى بود بياد آورد كه دشمنش بچه ى ناز پرورده ئى است كه به هيچ وجه از عهده ى حل مشكلات و مهار كردن امواج مخالف و بكار بستن نقشه هاى وسيع بر نمى آيد و آنچه در ماجراى خلافت و درگيرى با رقيبان از نظر او مهم است آنست كه سلطنتى با خزائن فراوان در اختيار او قرار گيرد , گو آنكه از نظر آبرو و اعتبار چنان باشد كه( اخطل) شاعر - بروايت بيهقى - روبروى او بدو بگويد :
( حقا كه دين تو همچون دين دراز گوش است بل , كه تو از هرمز كافرترى) !
موضوع ديگرى كه در برابر آن حدس , انگيزه ى امام حسين عليه السلام بر آن اقدام ميتوانست شد تازيانه ى فشار و ارعابى بود كه در تمام زواياى كوفه و توابع آن , شيعيان را تهديد ميكرد و گروههاى بسيارى از رجال و بزرگان شيعه را كه حامل افكار و پيرو مكتب اهل بيت بودند و آن را چون گنجينه ئى عزيز و گرانبها براى نسلهاى بعد حفظ ميكردند , درنهانگاه سياهچالها و تبعيدگاهها و در دل غارها افكنده بود
اين بود كه ميتوانست بى دغدغه و تشويق و با اطمينان از خط مشى و هدف و از آينده ى مكتب خود , در راهى كه نظر او را تأمين ميكرد گام نهد
در حاليكه امام حسن چيزى كه اطمينان و آسودگى خاطر او را از آينده ى مكتب او و از آنچه قرار است پس از شهادت خود باقى گذارد , تأمين كند نداشت , در صف دشمنان او معاويه قرار داشت و آن مثلث مخوف وهولناكى كه او را احاطه كرده و نقشه ها و طرحهاى بنهايت خصمانه