صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٢٢٤ - قلمرو ترديد
بر مى انگيخت كه نه مايه ى خوارى و ذلت باشد , نه مستلزم تسليم در برابر فاجعه و نه موجب مرگى تحميلى و بى تناسب با خاطرات عزيز و شكوهمند
اوضاع و احوالى كه محيط او را تشكيل مى داد , لجاجت خسته كننده بود از سوئى و شايعات دروغ از سوئى و كشانيده شدن در جريان هرج و مرجى مخوف از سوى ديگر
حسن در ميانه ى اين حوادث خطير , كوهى بود كه هيچ زمين لرزه ئى آن را تكان نميداد و پيشواى نيكوكار و پر گذشتى كه نادانى نادانان او را خشمگين نمى ساخت و نارضائى عيبجويان او را بغضب نمى آورد , بى اعتنا به آنچه در پيرامونش مى گذرد , ايستاد تا نقشه ها را بسنجد و سپس نقشه ى خود را طرح كند و نظريات را ارزيابى نمايد و آنگاه تصميم قاطع خود را بگيرد
امروز براى ما ميسر نيست كه آنچه را او بدان مى انديشيده بتفصيل بخوانيم ولى بطور حتم ميدانيم كه فكر او در اطراف اين موضوع دور مى زده كه آنچه خدا از او مى خواهد و پيغمبر بدان دستور داده چيست ؟ و آنچه ضامن حفظ عقيده و فكر او تواند بود , كدامست ؟
و اما آنچه مردم ميگويند , براى او چندان مهم نبود
فراموش نكنيم كه او پيشواى روحانى ئى بود كه زنده ماندن و زيستن در اين جهان را فقط تا آنجا مى خواست كه بتواند آن را پيشكش راه خدا و مايه ى استفاده ى خلق خدا و سرمشق اصلاح و احسان قرار دهد در اينصورت , گفته ها و حرفهاى مردم را در جنب اين معنوياتى كه در راه خدا و براى خداست , چه وزن و مقدارى خواهد بود پيشوا و امامى كه بايد با نيروى روحى خود , ديگران را به خير رهنمون شود هرگز به فكرى جز اين نميگرايد و فكر و ذكر و عاطفه اش جز بر محور اراده ى خدا و