صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٤٧٨ - ٦ - اوفى بن حصين
تبعيدگاهها زندگى ميكردند و هر روز صدها نفر براى انجام مجازاتهاى وحشيانه ئى از قبيل در آوردن چشم و بريدن دست و پا و خورد كردن استخوانهاى سينه و پشت [١] , زير دست دژخيمان دربار او قرار ميگرفتند و چه بسيار بودند قربانيان ديگرى كه دست و پا بسته و زنجيرى ميان كوفه و شام در رفت و آمد بودند
در كوفه جز ارعاب و خفقانى مرگبار و در شام براى اين عده , جز مرگى هولناك هيچ چيز وجود نداشت
كوفه كه در گذشته ى نزديك كانون شورش و پايگاه توطئه بود , بر اثر فشار و سخت گيرى حكام ستمگر اموى همچون عضو شكسته ى مجروحى , افسرده و بيحال و فرمانبردار مينمود , توطئه گران ديروز , حاكمان مستبد و خود كامه ى امروز بودند و بى هيچ پروا دست ظلم و بيداد بر ملت مظلوم گشوده بودند , شگفتا ! چگونه شهر را زلزله ى خشم مردم در هم نميكوفت ؟ و چسان همه يكجا از آن ستمكده دست نكشيده و بكوها و بيابانها پناهنده نمى گشتند ؟
معاويه و فرزند نامشروع پدرش و رجال مكتبش اين نكته را درك نميكردند كه زور و خفقان , خود بزرگترين عامل رشد ايده هائى است كه زمامدار مستبد و جبار با آن مى جنگد و نمى فهميدند كه فشار و ارعاب نمى تواند فكر و مكتبى را كه مهر ابديت بر آن خورده , نابود و ريشه كن
[١]- عمير بن يزيد را كه يكى از ياران حجر بود نزد زياد آوردند و قبلا زياد او را برجان و مال امان داده بود وقتى او را در حاضر ساختند دستور داد با زنجير او را ببندند و آنگاه مردان نيرومند , پيكر او را بر سر دست بلند كنند و بر زمين بكوبند و اينكار را چندين بار تكرار كردند ! ( طبرى , ج ٦ ص ١٤٧ )