صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٣٨٨ - ملاقات در كوفه
ابوالفرج اصفهانى از حبيب بن ابى ثابت بطور مسند نقل مى كند كه معاويه در اين خطابه از على ياد كرد و زبان بدشنام او گشود , سپس به حسن نيز ناسزا گفت [١]
ابواسحق سبيعى [٢] اين جمله را نيز اضافه نقل كرده كه گفت( : بدانيد هر تعهدى به حسن بن على سپرده ام بزير اين دو پاى من است , بدان وفا نخواهم كرد) ! و آنگاه مى گويد( : بخدا قسم مكار و حيله گر بود) [٣]
لحظه ئى بانتظار گذشت و ناگهان فرزند رسولخدا كه از جهت منظر و اخلاق و هيبت و آقا منشى از همه كس به پيغمبر شبيه تر بود , پديدار گشت كه از طرف محراب پدرش در آن مسجد با عظمت بطرف منبر پيش مى رفت در جمعيت هاى انبوه معمولا حالت شيفتگى و ولعى است كه موجب مى شود كوچكترين حركات و حالات بزرگان نيز از نظر مردم پوشيده نماند مردم با خود , لكنت زبان و شتابزدگى معاويه را با متانت و خونسردى فراوان حسن كه اينك بر فراز منبر ايستاده و با نگاهى دقيق , انبوه جمعيت را از نظر مى گذرانيد , مقايسه كردند مسجد يكپارچه گوش بود , همه مى خواستند به بينند حسن بن على به معاويه چه پاسخى خواهد گفت و در برابر عهد شكنى و بد زبانى او چه عكس العملى نشان خواهد داد و حسن بن على از تمامى مردم بديهه گوتر و در جلوه دادن و ترسيم موضوع از همه ى
[١]- شرح نهج البلاغه ( ج ٤ ص ١٦ )
[٢]- وى( عمرو بن عبدالله همدانى) و از تابعين است ( كسانيكه رسولخدا را درك نكردند ولى صحابه ى آنحضرت را ديدند ) و همانكسى است كه گفته اند چهل سال نماز صبحگاه را بوضوى شامگاه گذارد و در هر شبى يك ختم قرآن مى خواند و در زمان او كسى از وى عابدتر و در حديث مورد اعتمادتر نبود
[٣]- شرح نهج البلاغه ( ج ٤ ص ١٦ )