صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ١٣٦ - تصميم بر جنگ
بنابراين آيا بجا نبود كه فرمانرواى كوفه , از تنها ماندن در آخر كار بيمناك باشد و تا جائيكه ميتواند جنگ را به تأخير اندازد ترديد نيست كه ابهام نتيجه ى كار , مستلزم شكيبائى و بردبارى و مستوجب آمادگى بيشتر براى زيانهاى احتمالى است
ولى او اكنون كه به مبارزه دعوت شده , شايسته است كه به ميراث پر ارزشى كه از خصال پدر بزرگوارش در اختيار دارد , باز گردد : شير را بچه همى ماند بدو
بايد اين سفارش پدر را به كار بندد كه( : هرگز كسى را به مبارزه دعوت مكن , اما اگر كسى تو را به مبارزه دعوت كرد بپذير , چه , جنگ افروز متجاوز است)
همچنين بايد مسئوليت شرعى حكومت بر مسلمين را در نظر گيرد براى رهبر و پيشوائى كه مردم سر بر اطاعت او نهاده و با او بيعت كرده اند , جايز نيست كه از قانون شكنى آشكار و تجاوز به اسلام ( بغى ) چشم پوشى كند و تا سر حد امكان , در مقابله با آن نكوشد
خداوند مى فرمايد( : با آنكس كه راه بغى مى پيمايد بجنگيد تا به امر خدا باز گردد) و رسول اكرم صلى الله عليه و آله ميفرمايد( : هر كس با بودن پيشوا و امام , مردم را به خود يا ديگرى دعوت كند , مورد لعنت خداست , او را بكشيد)
و اما وسيله براى اينكار , يعنى نيرو براى مقابله با كجروى
علير غم اوضاع غير عادى و بر خلاف قاعده ئى كه بسيارى از خائنين كوفه بدان تمايل نشان ميدادند , در مرزهاى تابع كوفه , آنقدرها قواى