صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ١٩٠ - عبيد الله بن عباس
كه آنها را از دست همانكسى دريافت كرده كه صبح آنروز , آن شايعه ى لعنتى دروغين را در ميان اردو منتشر ساخته است - نقطه ى ديگرى بود كه در اثناى تفكر و چاره جوئى , با وعده هاى فريبنده اش مزاحم او مى شد و توجه او را بسوى خود جلب مى كرد
ياد آورى اين نامه ها , تفاوت زيادى را كه ميان([ بردبارى و خوش اخلاقى زراندود ! معاويه و( حقيقت تلخ) موجود است از خاطر او برد نيروى فكر و تشخيص از او گرفته شد و از گرفتن تصميمى كه ميبايد يك فرمانده هاشمى در ميدان جنگ با سرسخت ترين دشمن بنى هاشم بگيرد , عاجز ماند
او ميتوانست كناره گيرى كند و بدون ترديد و تأمل اعتراف به عجز را بپذيرد و سپس از شكست حتمى و مسلمى كه در انتظار جانشين او - فرمانده دوم لشكر - بود , عذر موجه و مشروعى براى عجز خود بدست بياورد و بدينوسيله , حيثيت و شرف از دست رفته را باز گرداند
و باز ميتوانست در همان وضعى كه داشت , با تردستى و درايت و با وعد و وعيد , آشوب طلبان را بر سر جاى خود نشانده و با يكى از همين تدبيرهاى رائجى كه سردارانى چون او با آنها كاملا آشنايند , رفتار احتياط آميزى را در پيش گيرد كه به ظاهر , خشونت و در باطن , رهبرى و اداره كردن است و آنگاه اندكى كارها را متوقف سازد تا دستور و فرمان نهائى امام به او برسد و با اين روش خود را از جهت وظيفه ى دينى معذور و از تعرض زبانى مردم مصون داشته باشد
اما اينكه خود را از شأن و مرتبه ئى كه در خور فرمانده اردوگاه