صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ١٨٨ - عبيد الله بن عباس
صلح از طرف امام حسن [١] - راست و مطابق واقع باشد
براى ابن عباس كافى نبود كه او و ياران خصوصى اش از دروغ بودن اين خبر مطلع باشند درست است كه آنها ميدانستند اين شايعه با واقعيت غير قابل ترديد , مخالف است و امام حسن كه در همه ى پيامهايش به اطراف و در نامه هايش به معاويه و هم در خطبه ئى كه در كوفه انشاء كرد , همه جا آمادگى خود را براى جنگ نشان داده , ممكن نيست كلمه ئى درباره ى صلح به معاويه بنويسد و از رأى خود عدول نمايد ولى اين دام شيطان بود كه با كمال مهارت گسترده شده بود
فرياد ياران مخلص بلند شد كه مردم را به آرامش دعوت ميكردند و از آنان تا رسيدن قاصد مدائن , مهلت مى خواستند ولى اين فريادها كجا ميتوانست در آن موقعيت مؤثر باشد , آشفتگى تأسف آورى بر محيط تسلط يافته و آنرا از صورت يك محيط مساعد براى جنگ , خارج ساخته بود
عبيدالله , زبون خدعه و فريبى شد كه نقطه ى حساس را هدف قرار داده بود
ساعتى تنها ماند و در زير خيمه ى خود كه از غوغاى جمعيت دور بود , بفكر فرو رفت ناگهان واقعيت تلخ در برابرش نمايان شد احساس كرد كه اين فرماندهى , موقعيت نظامى او را به آخرين درجه ى انحطاط , تنزل خواهد داد , ياد آورى آبروى بر خاك ريخته اش و حرف هائى كه مردم درباره ى او خواهند زد , خون او را بجوش آورد و پشيمانى از قبول اين مأموريت بر تمام وجودش مستولى گشت , خشونت و تند مزاجى
[١]- شرح نهج البلاغه ( ٤ / ١٥ )