صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٢٥١ - عقيده ؟ يا حكومت ؟
نبود ؟ پس بايد هر آنچه را كه پيغمبر در راه دعوت , از قوم خود ديد , او نيز به بيند و همان سخنى را كه پيغمبر آنروز مى گفت , او نيز امروز بر زبان جارى كند ( : بار خدايا ! قوم مرا هدايت كن , زيرا آنان نمى فهمند)
اين نسب شريف , اين خاصيت ارجمند را داشت كه حسن را در جهان اسلام بر ديگر مسلمانان مزيت مى بخشيد و او را از نيروى مادى و ثروت و قدرت بى نياز مى ساخت , زيرا كه اين خود در حقيقت , نيرو و ثروت و قدرت بود
بگذار معاويه با او دشمنى كند , عبيدالله بن عباس بدو خيانت ورزد و كوفه از يارى و همراهى او سرباز زند و او را تنها گذارد , اما آنچه هرگز او را تنها نخواهد گذارد , آن نسب كرامتبار و آن امامت و پيشوائى مفترض الطاعة و بالاخره , آن مودت و محبتى است كه خدا مردم را بدان امر كرده است
سلطنت و حكومت محدود اين جهان را در مقايسه با حكومت معنوى نامحدود , چه بها و ارزشى است ؟
شكست و ناكامى و مرگ , حتى يكروز هم نخواهد توانست اين معنوياتى را كه مايه ى افتخارى نا محدود و مورد اعجاب و تحسين تاريخ و حاكم بر قلوب مسلمانان است , تحت الشعاع و محكوم خود سازد و تجاوز متجاوز يا انكار منكر , نمى تواند مانع شكوفا شدن و بارور گشتن اين معنويات باشد و هر روزى كه بگذرد , اين افتخارات هر چه بزرگتر و نمايانتر در ديدگاه وسيع اين جهان نمودار خواهد گشت
تا اينجا پيوند مستحكمى را كه ميان حسن و آن چشمه ى فياض