صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ١٣١ - تصميم بر جنگ
به بيعت شكنى و سر پيچى و تخلف آشكار اين گروهها از فرمان امام حسن , منجر مى گشت بدين قرار , پيشدستى كردن در جنگ - كه بعضى به آنحضرت پيشنهاد مى كردند - در حقيقت بدين معنى بود كه وى به دست خود خطرناكترين و فجيع ترين شكاف و اختلاف را در جامعه ى خود ايجاد كند و عواقب آن را تحمل نمايد
بر اثر اين موجبات بود كه حسن بن على ترجيح داد حالت( عدم تعرض) موجود را حفظ كند و در شروع جنگ شتاب نكند
ولى پس از چندى , ناگهان فرمان جهاد داد
او در اين هنگام , در وضعيتى قرار گرفته بود كه به عقيده ى همگان , هيچ اقدامى جز فرمان جهاد در آن شايسته نبود زيرا معاويه , دشمنى و طغيان را شروع كرده و هوس كشور گشائى اش - آنهم در قلب سرزمينهاى اسلامى ! - تحريك شده و رو بسوى عراق تا( جسر منبج) [١] پيش آمده بود و اين پس از گذشت اندك زمانى از وفات اميرالمؤمنين عليه السلام بود كه يعقوبى [٢] آنرا خيلى كوتاه دانسته : ١٨ روز
و در آنجا يعنى در نواحى علياى فرات بود كه معاويه براى ايجاد رعب در مرزهاى امن و آرام و هشدار به شير مردان كوفه و اعلام تدريجى جنگ , فرياد مخالفت خود را كه ميكوشيد پر طنين و مهيب نيز باشد , سر داد
( [١] منبج) شهر قديمى بزرگى است كه تا پلى كه به همين نام معروف است بر روى( فرات) سه فرسنگ و تا حلب ١٠ فرسنگ ( و بگفته معجم : دو روز ) فاصله است معجم مى نويسد :
از آنجا تا( مليطه) چهار روز و تا فرات يكروزه راه است كسانى كه از اين شهر برخاسته اند منجمله : بحترى و ابوفراس حمدانى
[٢]- جلد دوم ص ١٩١