صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٢٦٠ - عقيده ؟ يا حكومت ؟
مگر رسولخدا با دنيا - جز بدين لحاظ كه ميدان رسالت اوست - كارى داشت ؟
پس حسن نيز بحكم آنكه از تربيت و عقيده و محيط زندگى آنحضرت الهام گرفته , ميبايد در ميدان امامت , آئينه ى تمام نماى جدش باشد و اين همان تأسى و پيروى نيكوئى است كه هرگز نميتوان آنرا به ضعف و زبونى مشتبه ساخت يا تهمت جبن و ترس بدان زد يا هر ايراد و اشكال ديگرى بر آن وارد آورد آرى همانگونه كه حسن در صفات و خصال پسنديده , آئينه ى جدش رسولخدا است , در زهد و پيراستگى از مطامع دنيا و هم در سياست و اداره ى امت بايد آئينه و نمودار كامل او باشد زيرا كه او( شبيه ترين مردم به پيغمبر است در خلقت و در اخلاق)
با اين ترتيب , انتقادگران و قاضيان شتابزده , كدام ضعف و زبونى را بر حسن خرده ميگيرند ؟
اين گروه , گويا وضع بحرانى و دشوارى را كه آن حضرت از ناحيه ى اصحابش بدان دچار بود , از ياد برده و هم فراموش كرده اند كه ناهنجارى اين ياوران و همراهان , ناشى از يك سلسله حوادثى بود كه حسن در آنها دستى نداشت بلكه دگرگونى زندگى عمومى در سومين دوره ى پس از عهد نبوت و بيرون آمدن همگى يا بيشترين مردم از قيد و بند تقوى و دل نهادنشان به مطامع و لذتها و هوسها , عامل اساسى اين وضع بود در اين صورت گناه , گناه شرائط و تقصير , تقصير آن نسلى بود كه حسن ميبايد با آن بسر برد و او از هر گناه و تقصيرى مبرا و بر كنار بود
فراموش كرده اند كه هر آنگاه چنان موقعيت ناهنجارى و چنان نسل فاسدى كه به تظاهر و باطل گرائى خو گرفته , با چنين مرد با ايمانى كه